-
اندکی نامه ....
دوشنبه 1 خردادماه سال 1402 21:05
سلام خدای بزرگ و مهربانم می شود سرعت این روزها را ۲۰ برابر تند کنی ؟ تا برود که برود.......؟
-
کوچینگ و منتورینگ
یکشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1402 23:11
مانده ام حیران به اوصاف کوچینگ و منتورینگ هر دومعناشان مربی، هر دو شان یاران جینگ کوچ و منتور می کنند احوالمان را نیک تر بر غذای سازمانها نقششان همچون پودینگ هر دوشان نیرو دهنده ، دانش افزا شوق بخش توی جیب سازمانها چون دلار و چون شیلینگ هر دو شان تسهیلگر ،تلطیف گر، انگیزه زا بهر چرخ سازمانها ، نقش آنها بلبرینگ منتورت...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1402 18:05
سلام مرا از یک عدد مریم بیانگیزه عصبی بی حوصله و فوقالعاده بداخلاق می شنوید ... باشد که نماند به یادگار این دوران ......
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 29 اردیبهشتماه سال 1402 22:48
خدایم سپاس
-
دوست آن باشد که .....
پنجشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1402 14:24
دوستم فهمیده پیام داده مریم تو رو خدا خواهش میکنم بگو از من چه کاری بر میاد ؟ بغض میکنم و میگم فقط دعا . توی ذهنم میگذرونم که چه بسا کسانی که حتی حاضر به کمک به ذهن پریشانت هم نشدند .. که باری از روی دوشت بردارند .در حد ۴ کلمه حرف توی مواردی که اون روزها باری بود روی ذهن آشفتت. مثل پتک خورد توی سرم که , کاری که انجام...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1402 11:50
شیشه ی عمرم ترک برداشته مشکن خدایا که نگه دارنده تویی .......
-
یه وقتایی..
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1402 00:16
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 15:25
,عزیزترینم من از خود تو ،بارها و بارها درس استقامت محکم بودن شکست ناپذیری گرفتم از مامانم درس صبر و آرامش در بحران ها اما اینبار انگار ترسیدم انگار کم آوردم شاید چون پای نفس در میان است .... شاید...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 13:11
طاقت بیار جان جهانم .... باش تا بمانم ....
-
جهت آرامش خودم .
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 00:10
یادمه یه روز سر یه موضوعی داشتم با بابام صحبت می کردم که بهم گفت : « گاهی آدمها برای نشنیدن و ندانستن موضوعات و صحبتهایی بیشتر از شنیدن و دانستن اونها دلیل برای خودشون دارند.. ...» امشب بهش فکر کردم خودم رو آرامش دادم و گذشتم . چون این نیز بگذرد....... . پ.ن :موضوعات مهمتری برای فکر کردن دارم . طاقت بیار ستون...
-
توهین نامه به خودم +(آنلاین )
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 16:48
وقتی غرق کمرد درد و استرس ، سوار موتور شعر می گی : با درد کمر من به کلاس آمده ام با شوق شما و همکلاس،آمده ام من با کمک مسکن و تزریقات با شدت مشکلات خاص آمده ام درگیر هزار مشکلات کاری فارغ ز فراغت و حواس آمده ام یک روز گراد و ال سی من بر تن من امروز ببین با چه لباس آمده ام؟(با چه پلاس آمده ام) زلفان قدیمیم نگر رفت به...
-
و باز...
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 13:33
درود من به تو استاد جانی که تو هم همدلی ، هم همزبانی تو استاددعلوم بی شماری ز رفتاری که باشد سازمانی به رهبردی که باشد راه در رو برای طرح های آن چنانی کمی تندی ، ولی شیرین شیرین تو هم خوش فکر و هم شیرین زبانی هزاران تجربه ، خشکیده اینجا نهان کردم ، نخواهد شد عیانی ایا ای شاخص دانش برایم تو ای استاد عشق و مهربانی تویی...
-
و نیز...
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 13:28
شدیم از درستان تا اوج راهی گدا را درستان برده به شاهی ز شوق درس پرمهر تو گردد شراب شور ، ساکن در صراحی به وقت پرسشت ، می لرزم از جهل و می مانم میان یک سه راهی یکی ساکت نشینم صم و بکما و یا پاسخ دهم جدی، فکاهی ولی ای دکتر با دانش ما تو تصویری ز خیری و کماهی هزاران پاسخم نشنیدی اما تو گفتی: آفرین! آقا الهی چه گریان گشته...
-
باز هم
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 13:21
سحابی و آگاهی ز دریا سحر هستی و خورشیدی و رویا کلام پر زمغزت همچو رودی شده جاری ز لطفت بر سر ما گریزان از سیاست ، اهل دانش مدیری قابل و استاد اعلا صمیمی ، ساده ، سنگین ، بی تکلف تو دکتر جعفزی، استاد والا ورای آنکه استادی شریفی تو استادی بزرگی رحم بنما مگوو با ما سخن از رنج تحصیل مگو با ما سخن از آزمونها...
-
شاعرانه های دانشجویی
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 13:14
هر چیز خدا خواست، محقق او شد هر سر نهان به میل یزدان رو شد آن زهر که از کین به مریضی دادند از مرحمت خدا، خودش دارو شد هر گاه فسردیم و به راهی ماندیم غم با نفسی ز زندگی جارو شد شر خیر شد و سختی ما آسان گشت انگار که بخت نحس ما وارو شد زین بیت که مقصدم از این اشعار است گویی که به لطف حق چنین جادو شد در توسعه ی منابع...
-
رحم نابجا
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 20:58
ترحم بر پلنگ تیزدندان ستمکاری بود بر گوسپندان...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 01:40
امشب معجزه ای به چشم دیدم . راستی نوشت: کسی که روز. سخت حتی در یک احوال پرسی با تو شریک نیست ،هییییچ کس تو نیست . این نیز بگذرد.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1402 22:12
طاقت بیار بزرگ مرد .......
-
طاقت بیار رفیق....
چهارشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1402 01:05
تمام روزهای کودکی تا امروز تمام روزهای رفاقتم با تو درد دلها گفتن و خندیدن ها ساعت ها وقت گذراندن ها هر ثاااانیه صد بار جلو چشمم مرور میشه .... بیا خونه اون قطعه های گلپا که بد می خوندم یادته؟ الان خوب یاد گرفتم.. قول! تو بیا تا برات بخونم باور کنی ... فقط محکم باش ،طاقت بیار رفیق .... من با خدا بستم محکمم بستم تو...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1402 07:11
من از تو ، می خواهمش و تو خود دانی و خود ..........
-
او جان من است .....
شنبه 16 اردیبهشتماه سال 1402 16:43
خدایا هزار هزار بار شکرت ........
-
سر تو شوخی ندارم!
جمعه 15 اردیبهشتماه سال 1402 20:47
می دونی چیه ؟ عاشقی انواع داره می دونی قشنگترین و مقدس ترین عشق چیه؟ اینکه فقط بخوای خوب باشه موفق باشه آرامش داشته باشه سلامت باشه بدون اینکه ذره ای مسائل مالی ،مصلحتی ،جنسی دخالت داشته باشند این عشق تا همیشه می مونه بی تاریخ انقضا عشق باشه و دیگر هیچ...... !
-
,, خواب.....
جمعه 15 اردیبهشتماه سال 1402 12:48
دیشب با فکر آشفته و تن بیمار خوابم برد .. از اول خواب تا سپیده ی صبح در خوابم بود و فقط کنارم نشست و حرف زد و حرف زد.... با همان چهره ی آرام .... آرام شدم صبح انگار یکی دیگه از خواب بیدار شدم عهد کردم در حال خوبم شریکش کنم ... خدایم من با صبوری مامانم ،بابا رو از تو میخوام ....میشه باشه تا بمونم ؟؟ و فراموش نکنم که...
-
حامی
چهارشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1402 18:25
تولد هر فرزند نشان معجزه ای از خداست .... قدمش مبارک . ۱۳/اردیبهشت/۱۴۰۲
-
خدایم
چهارشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1402 13:30
تو بزرگتر از آنی که وصف شوی . سپاسگزارم. بابا تو قوت زانوهای منی برای ادامه ی راه ...باش تا بمانم.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 15:56
, اینجا رو تغ ییر دکور دادم ... بنفش رنگ مورد علاقه ی پسرک قصه ی زندگی......
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 8 اردیبهشتماه سال 1402 15:20
جمعه یاد رفتگان خاک گرامی....... .
-
تفاوتها ...
پنجشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1402 14:49
گاندی گفت : « عزیز من ،هنر در فاصله هاست» مریم گفت: «عزیز من،آرامش در پذیرش تفاوت هاست » یه مورد خیلی کوچک و پیش پا افتاده مثلا من عااااشق ،شرینی هایی هستم که با پنیر شور خامه ای درست شده باشن اصلا بهش فکر میکنم دوست دارم بپرم شیرینی فروشی سر کوچه! اما همه ی اهل خونه متنفرن ! طوری که یه بار مجبور شدیم کیکی که واسه...
-
دنیای من... دنیای تو.....
چهارشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1402 22:44
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1402 11:20
خانم همسایه رو دیدم مثل همیشه مهربون و مؤدب بود ... نکته ی خوبش این بود که اون لوسیفر اخمو و تیره رو با یه سگ زیبا و روشن عوض کرده بود چقدر بهتر بود ... اصلا شاید با اون لوسیفر گربه ی اخموی نامادری سیندرلا صورت خودشم بدجنس به نظر میومد ! چقدر هنوز کوچولو ام در حوالی نیمه ی دهه ی چهارم زندگی !