-
دیر گاهیست....
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1400 22:37
دخترکم دیر گاهیست که داری سعی می کنی با ناملایمات این دنیا و آدمهاش پخته تر و مهم تر از همه منطقی تر! کنار بیای وقتی یاد گرفتی مدتها پشت درهای بسته بمانی در نزنی وفقط به آرزوی خوشبختی و آرامشی بسنده کنی وقتی یاد گرفتی هر چیزی رو لازم نیست پاسخ بدی وقتی یاد گرفتی هر احساسی رورلازم نیست ابراز کنی وقتی یاد گرفتی با...
-
کارد +استخوان
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 13:27
قدیمی ها می گفتند کارد که به استخون برسه یعنی نهایت درد، نهایت رنج ولی بعد از اون بدن سر می شه! بی حس میشه به بی حسی می رسی و دیگه درد رو حس نمی کنی! تحمل کن... چند مدت دیگه همه چیز حل میشه عادی میشه اصلا فکرشو می کردی به این مرحله هم برسی؟ نه پس باز هم تحمل کن تو داری می رسی دختر خوب..... ♥
-
روز مادر...
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 21:21
کاش امروز نبود کاش از تقویم حذف می شد کاش بودی مامان دلم برات تنگ شده جونم ♥️♥️
-
سرد سرد سرد
جمعه 1 بهمنماه سال 1400 23:16
هم اصفهان و هم تهران دما زیر صفر است... مامان و بابا برگشتند شیراز دلم برایشان تنگ شد خیلی...
-
زندگی....
جمعه 1 بهمنماه سال 1400 18:29
حکایت سفر است زندگی می گذرد... سخت، آسان، خوش، ناخوش...... زندگی جمع همین لحظه ها و حس هاست عشق، بی تفاوتی، نفرت........ و همه در جای خویش نیکوست. #اصفهان ،دی 1400
-
اصفهان
چهارشنبه 29 دیماه سال 1400 18:35
اول در پاسخ به پست قبل مریم خانم، جسارتا گ.. خوردن! که می گن اما مطلب بعد اینکه اصفهانیم با سورپرایز شدن توسط بابا و مامانبنا ا
-
زن...
چهارشنبه 29 دیماه سال 1400 01:24
می گن یه زن وقتی احساسات رو کنار بذاره با منطقش بی رحمانه ترین تصمیمات رو می گیره.....
-
خسته ام....
چهارشنبه 29 دیماه سال 1400 00:20
......... بماند ب یادگار!
-
.......
یکشنبه 26 دیماه سال 1400 14:07
اگر برای ابد هوای دیدن تو بیفتد!! از سرم چه کنم؟؟ #به خودت ثابت کن قدرتمندی .... بعدا نوشت:میخوام واسه گرفتن جایزه از خودم تلاش کنم ♥️
-
باری اگر از حال من بخواهید.....
جمعه 24 دیماه سال 1400 22:23
فکر فکر فکر در پیله ام باز...... پروانه ام آرزوست... ♥
-
........
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 22:19
مریم جان تولدت مبارک! بماند بین من و تو!
-
عطر.....
جمعه 17 دیماه سال 1400 18:01
خسته ام از شنیدن صدا و دیدن صورت ماه عزیزانم از ویدیو، عکس و تماسهای تصویری دلم میخواد عطرشون رو هورت بکشم عطر حضورشون کنارم رو بشینم رو کاناپه و با لبخند بگم چایم را با عطرت هم بزن....... ♥ لبخند زیبا رو از نزدیک ببینم و از گرمای حضورشون گرم بشم #جمعه های............ باید الان به بابا زنگ بزنم.صورت ماهشو ببینم... ♥ ♥...
-
......
دوشنبه 13 دیماه سال 1400 15:40
رهایی همیشه زیباست دیدن روی دیگر آدمها که اتفاقا بسیار هم نازیباست.... حس رهایی را تقویت می کند و دنیای تو را آرامتر می کند خدا اینجاست خدایم سپاس....
-
دمای انجماد....
دوشنبه 13 دیماه سال 1400 08:32
از شیمی دبیرستان رقمشو یادم نیست اما یادمه که نقطه ی انجماد الکل خیلی پایینه همیشه فکر می کردم نقطه ی انجماد احساس من هم مثل الکله! خیلی پایینه باید خیلی یخ کنم تا به انجماد احساسی برسم و نسبت به برخی مسائل و انسانهای وابسته یخ کنم اما انگار دمای محیط هم کمک کرده تا زودتر هم دما شوم و این اتفاق خوشایندی نیست!
-
دوست داشتن یا تنفر؟
شنبه 11 دیماه سال 1400 22:53
نوجوون که بودم عاشق خوندن مجلات و کتابهای انگلیسی بودم نه از نوع انتشارات داخلی اونهایی که با فرهنگ و آداب ملل دیگه آشنات می کنن یه رمان رومانتیک میخوندم یادمه در قسمتیش نوشته بود مردم فرانسه اعتقاد دارند وقتی کسی بی دلیل تورو ترک میکنه و ازت فاصله می گیره حتما خیلی دوستت داره! و این روزها خیلی بهش فکر می کنم یادمون...
-
سال ۲۰۲۲
جمعه 10 دیماه سال 1400 23:33
تا دقایقی دیگر وارد سال ۲۰۲۲ میلادی میشویم امیدوارم برای تمامی کسانی که این رکز مبدا سال جدیدشان است، سال خوش یمنی باشد.
-
حکم. ♥
چهارشنبه 8 دیماه سال 1400 16:22
بازی یک قاعده بیشتر ندارد کوشش بیجا نکن چیری عوض نمی شود حکم همان دل است♥️
-
گاهی....
دوشنبه 6 دیماه سال 1400 23:34
گاهی اونقدر خسته ام که فکر می کنم هرگز به تنظیمات کارخانه باز نخواهم گشت..... اما می دانم اجبار زندگی باز هم مرا ریست (reset) خواهد کرد....... روحم خسته است! چند ساعت بخوابم خستگیش بره؟ چ مسخره. راستی چ خوب ک تو هستی خانه ی متروک بی رهگذر سالهای دورم! چ امن، دنج، و بی حجاب می توان اینجا خود واقعی بود... مرسی که هستی!
-
یلدا،خواب
شنبه 4 دیماه سال 1400 20:06
دوران دانشجویی یه همخونه داشتم اسمش یلدا بود از اون خوبهای روزگار که همه جوره می شد بهش گفت رفیق! ♥️♥️ این یلدا خانوم یه داداش علی داشت که باهاش جون من و جون تو بود، زد و این داداشه رفت انگلیس یلدا موند و یه دنیا دلتنگی و هر شب گریه و ما که بریز تو اتاقشو دلداری بده خلاصه می گفت هر وقت خیلی دلتنگ می شم چند شب پشت هم...
-
ماه دویستم
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 07:58
نه به سادگی ،که با دنیایی از عشق و مرارت و کم و زیاد و .... وارد ماه دویستمی شدیم که من و مریم در تمام احظات زندگی هم جاری شدیم. دیشب درباره سروش خواب می دیدم..... زیاد شیرین نبود..... انشالله خدا عاقبت همه ما را بخیر کند. خدا کند قدر داشته هایمان را بدانیم و اسیر نگاه متوهمانه مان به سایر پدیده ها و .... نشویم.
-
یلدا 1400
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:41
-
آخرین زمستان قرن 14
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 00:00
ظرف کمتر از یک دقیقه از آخرین پاییز به آخرین زمستان رفتیم.... یلدا مبارک+
-
آخرین پاییز قرن 14
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 23:59
یک دقیقه بعد...
-
از اعماق دل....
شنبه 27 آذرماه سال 1400 00:24
با صمیم قلب از اعماق دل و با کلی آرزوهای خوب قلبی بعضی موضوعات و آدمهای وابسته بهش رو به خدای بزرگ بسپار و از خدا بخواه که تا همیشه شاد و سلامت باشند...♥ زندگی ادامه دارد......
-
سام پیکچیرز!
چهارشنبه 24 آذرماه سال 1400 17:28
بعضی عکسها یه پیر نشو لعنتی! خاصی تو چشماشه که آدم از دیدنش سیر نمیشه.... پیر نشو لعنتی!
-
شعر چهارم
پنجشنبه 18 آذرماه سال 1400 23:25
سرکلاس چهارم دانشگاه هم بداهه کلمه جور کردم! بین دنیایی زفرمول، گیج و منگ و هاج و واج مثل مردی ورشکسته، گیر دردی لاعلاج یک مهندس دکتر و یک اوستاد اهل فن اوستاد درس ما، در هر کلامت دُر رواج ای ندای هر چه خوبی، جلوه گر در خلقتت روی مغز تک تک ما نویزها واعوجاج فهم دَرسَت بهر ما ممکن نباشد ای عزیز درس تو حتی برامان سخت تر...
-
ندای درون....
پنجشنبه 18 آذرماه سال 1400 18:12
ندای درون گاهی میگه بااااید قید بعضی ها رو زد آروم با احترام بی صدا اما ندا خانوم قشنگم نمیشه! مگر کسی می تونه بگه خب بسم الله من از امروز قید چشمم رو میزنم فردا گوشم! بعضی ها چون اعضای بدن آدم میشن همونقدر واجب همونقدر خوب نمیشه قید زد پس باید صبر کرد چشم دردت خوب شه دوباره رو ب راه شه نه اینکه قیدشو بزنی.....
-
خستگی....
چهارشنبه 17 آذرماه سال 1400 18:03
خسته بودم بیشتر از ظرفیتم یه بلیط گرفتم به مقصد ولایت! برای چند روز در لحظات آخر نگاه سینا اضطراب اون همه چیز رو عوض کرد کلی جریمه دادم سوخت شد! اما فدای یک نگاه سینا. ♥ چون یک مادرم به وقت هفدهم آذر یک هزارو چهارصد!
-
داداش ♥
چهارشنبه 17 آذرماه سال 1400 10:28
مشخصا خوب که هستی خوب که تو همیشه برای شنیدن درد دلهایم وقت داری خوب که همیشه برای مشکلاتم راه حل داری خوب که همیشه مثل کوه پشتمی خوب که میگی اگر هر چی اذیتت میکنه هر وقت از شبانه روز زنگ بزن من هستم خوب که میگی هر وقت خواستی بیای فقط اراده کن! خوب که هر وقت بهت پیام میدم خودت زنگ می زنی خوب که همیشه واسم وقت...
-
خستگی....
چهارشنبه 17 آذرماه سال 1400 08:50
خسته بودم بیشتر از ظرفیتم یه بلیط گرفتم به مقصد ولایت! برای چند روز در لحظات آخر نگاه سینا اضطراب اون همه چیز رو عوض کرد کلی جریمه دادم سوخت شد! اما فدای یک نگاه سینا. ♥ چون یک مادرم