-
میرکل!
چهارشنبه 20 بهمنماه سال 1400 23:12
باور کن اگر گاهی بلند بگی "به درک" معجزه میکنه..... امتحان کن رفیق!
-
در این دنیای بی مهری.....
چهارشنبه 20 بهمنماه سال 1400 08:07
کاش یادم بماند که در این دنیای قحطی زده ی مهر من 7 صبح بیشتر از 15 دقیقه فقط به صورت در خواب فندق کوچولو زل زدم سیر نشدم و هر ثانیه هزاار بار در دلم براش مردم..... ♥ ♥ ♥ شما زیباترین تکرار مکررات دنیایید.... #مادر
-
بخور پررو تر شی!
سهشنبه 19 بهمنماه سال 1400 12:04
دیروز سر جریانی که به درس خودشم مربوط بود عصبی شدم و پسرک سرم داد زد و واکنشهای بدی نشون داد دیشب تا نزدیکهای ظهرامروز سرسنگین بودم باهاش اما صبح براش صبحونه ی مورد علاقش که تقریبا به اندازه ی یه وعده نهار انرژی می بره براش درست کردم که یادش نره دوستش دارم هنوز و مورد حمایت ما هست! وقتی که آماده شد گفتم بیا بخور پر...
-
بدون عنوان.
دوشنبه 18 بهمنماه سال 1400 17:11
چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن برای هر لبی شعری سرودن ولی لبهای خود همواره بستن ........
-
........
دوشنبه 18 بهمنماه سال 1400 00:04
گاهی اصرار تو برای گرفتن فانوس از خدایت بی نتیجه است زیرا او برایت ماه را در نظر گرفته # اعتماد کن
-
سیری چند؟
یکشنبه 17 بهمنماه سال 1400 00:44
شده گاهی اونقدر کلافت بپیچه که بگی دل خوش آرامش و اصلا زندگی سیری چند؟ ! چون میگذرد غمی نیست.....
-
این نیز بگذرد....
جمعه 15 بهمنماه سال 1400 21:05
هرگز از گردش ایام دل آزرده مباش بامدادیست پی هر شب تاری، آری
-
حاکم احساس....
چهارشنبه 13 بهمنماه سال 1400 13:55
شاید اگر حق صحبت و ارائه ای در عالم روانشناسی که یکی از علایق زیادم در دوران نوجوانی بود و بسیار هم در موردش کتاب خوندم همون دوران و حتی با مشقت زیاد و کمک گرفتن از دیکشنری آکسفورد و بعد سی دی های دیکشنری سعی در خوندن کتابهای رونشناسی به زبان اصلی داشتم حتما مثل "زیگموند فروید "که پایه ی رونکاوی جهان بود و...
-
خطی ب یادگار.....
چهارشنبه 13 بهمنماه سال 1400 13:24
گاهی میان مردم در ازدحام شهر غیر از تو هرچه هست فراموش می کنم.....
-
......
سهشنبه 12 بهمنماه سال 1400 21:57
خسته ام و تقریبا نا امید از شرایط مثل بچه ای که بعد از یه روز برفی زیبا با شوق تعطیلی امتحان فردا و برف درس نخونده و حالا اون مونده و تاریکی، برفی که قطع شده و کتاب ریاضی...... اگر این دلتنگی تجدید دیدار ها منو نکشه حتما قوی ترم می کنه.....
-
تلنگر....
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1400 21:27
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1400 21:25
پرواز روز رو دوست دارم کنار پنجره باشم وقت گرفتن کارت درخواست کردم وقت نشستن یه دختره داخل ردیف سه تایی سر ردیف بود و صندلی وسط گویا واسه یه پسره حدودا بیست و اندی ساله بود به دختره پیشنهاد دادم وسط بشینه راحت باشیم قبول نکرد کاریش نمی شد کرد با یکی دو سال اینطرف اونطرف جای پسرم بود مادر جان ولی از این می ترسیدم بوی...
-
این روزها....
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1400 21:19
باید با تغافل و صبر این روزها بگذره تا روزهای بهتری انشالله از راه برسه..... صبر صبر صبر ............
-
آگهی نیازمندیها
یکشنبه 10 بهمنماه سال 1400 23:58
پسرک تحت فشار امتحانات و درسهاشه افت تحصیلی داره و این طبیعیه به علت مهاجرت و جا ب جایی انگیزه شو از دست داده خودشم کلافه اس ساعتها با هم حرف می زنیم به حدی که آقای خانه معترض میشه.... و به من می گه بیا استراحت کن بهش می گم خب عزیزم. پسرم دوستت داوود (دوست اول دبستان تا الان) چطوری اینهنه انگیزه ی روزی 6 ساعت مطالعه...
-
دوستت دارم..
یکشنبه 10 بهمنماه سال 1400 00:07
داروهاتو بخور لباس گرم بپوش آروم رانندگی کن داروی تقویتی بخور صبحونه یادت نره یا مراقب خودت باش
-
زمان در جاده ای بی انتها......
شنبه 9 بهمنماه سال 1400 01:06
بعضی ها اونقدر خوبند اونقدر کنارشون آرامش سکون و اطمینان موج می زنه اونقدر قابل اعتماد سنگ صبور فهمیده و مهربونند اونقدر ستون خانواده هستند و قابل اتکا که دوست داری زمان وقتی مقابل او در حال صحبت و درد دلی در جاده ای بی انتها گم بشه! و تو ادامه بدی و باشه سنگ صبورت..... خدایا ممنونم بابت آفرینش بعضی انسانها......
-
برگشت
جمعه 8 بهمنماه سال 1400 21:18
سینا: مامان این دو روز برام یه عمر گذشت... درباره تربیت بچه ها مسئول بوده و هستیم....
-
کاش.....
جمعه 8 بهمنماه سال 1400 15:49
کاش دیدارها تازه نشده بود تا به هم دمایی احساس نزدیک میشم تا باتحمل درد زیاد کارد رو به استخون احساسم نزدیک می کنم تا به بی حسی برسم دوباره روز از نو روزی از نو خدایا کاش دیدارها تازه نشده بود از همین حالا دوباره دلتنگم.... بغضم ،دل تنگه خونه و اینجا هم دلم جامانده..... #دستغیب شیراز #
-
زمان در جاده ای بی انتها......
جمعه 8 بهمنماه سال 1400 03:55
زمان ساعت 12:30شب مکان فرودگاه مدت زمان تا مقصد با توجه به ساعت ترافیک :15 دقیقه زمان رسیدن 2 بامداد! مریم دلم نمیخواد برسم دوست دارم مسیر ادامه پیدا کنه فقط حرف بزنم شونه هام سنگین بود از بار اینهمه حرف نگفته چه خوب شد که اومدی....... عصر فردا روی مبل دراز کشیده چشمهاش گرم خوابه زن داداش میگه برو داخل اتاق استراحت کن...
-
بابا می گفت.....
جمعه 8 بهمنماه سال 1400 03:28
صدات تو گوشم پیچید که می گفتی بابا وقتی یه لباس جدید و زیبا می پوشی میخوای خودتو بر انداز کنی یه کم از آینه فاصله می گیری برای دیدن زیبایی هایی های هم گاهی فاصله بگیرید...... فاصله زیبایی ها رو بیشتر به چشم میاره❤️
-
دوری
پنجشنبه 7 بهمنماه سال 1400 12:46
اولین باری که مریم نبود
-
....
چهارشنبه 6 بهمنماه سال 1400 22:04
فکر فکر فکر #مهرآباد
-
دیر گاهیست....
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1400 22:37
دخترکم دیر گاهیست که داری سعی می کنی با ناملایمات این دنیا و آدمهاش پخته تر و مهم تر از همه منطقی تر! کنار بیای وقتی یاد گرفتی مدتها پشت درهای بسته بمانی در نزنی وفقط به آرزوی خوشبختی و آرامشی بسنده کنی وقتی یاد گرفتی هر چیزی رو لازم نیست پاسخ بدی وقتی یاد گرفتی هر احساسی رورلازم نیست ابراز کنی وقتی یاد گرفتی با...
-
کارد +استخوان
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 13:27
قدیمی ها می گفتند کارد که به استخون برسه یعنی نهایت درد، نهایت رنج ولی بعد از اون بدن سر می شه! بی حس میشه به بی حسی می رسی و دیگه درد رو حس نمی کنی! تحمل کن... چند مدت دیگه همه چیز حل میشه عادی میشه اصلا فکرشو می کردی به این مرحله هم برسی؟ نه پس باز هم تحمل کن تو داری می رسی دختر خوب..... ♥
-
روز مادر...
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 21:21
کاش امروز نبود کاش از تقویم حذف می شد کاش بودی مامان دلم برات تنگ شده جونم ♥️♥️
-
سرد سرد سرد
جمعه 1 بهمنماه سال 1400 23:16
هم اصفهان و هم تهران دما زیر صفر است... مامان و بابا برگشتند شیراز دلم برایشان تنگ شد خیلی...
-
زندگی....
جمعه 1 بهمنماه سال 1400 18:29
حکایت سفر است زندگی می گذرد... سخت، آسان، خوش، ناخوش...... زندگی جمع همین لحظه ها و حس هاست عشق، بی تفاوتی، نفرت........ و همه در جای خویش نیکوست. #اصفهان ،دی 1400
-
اصفهان
چهارشنبه 29 دیماه سال 1400 18:35
اول در پاسخ به پست قبل مریم خانم، جسارتا گ.. خوردن! که می گن اما مطلب بعد اینکه اصفهانیم با سورپرایز شدن توسط بابا و مامانبنا ا
-
زن...
چهارشنبه 29 دیماه سال 1400 01:24
می گن یه زن وقتی احساسات رو کنار بذاره با منطقش بی رحمانه ترین تصمیمات رو می گیره.....
-
خسته ام....
چهارشنبه 29 دیماه سال 1400 00:20
......... بماند ب یادگار!