-
و ما می مانیم ...
دوشنبه 22 خردادماه سال 1391 15:29
به هزار و یک دلیل ما می مونیم چون این خونه برا موقعیت فعلی ما خیلی مناسب تر از هر جای دیگه است و من ایمان آوردم که همیشه لحظه ی آخر خدا نزدیک تر میشه ... فقط باید یه کم اینجا رو سر و سامون بدیم و درستش کنیم یعنی تغییر ایجاد کنیم و برا ورود مهمون کوچولومون آمادش کنیم .... خدایا مثل همیشه حامی و یارمون باش یا حق!!
-
مریم ؟؟
یکشنبه 21 خردادماه سال 1391 19:17
مریم جون دلم برات خیلی تنگ شده خوبی؟؟ - نه خیلی خوب نیستم .. چرا؟؟ - گلوم درد می کنه سرم در می کنه و حوصله ی خودم رو هم ندارم همین؟؟ - خب نه .. خب... - ین که سروش باید عمل بشه و من می ترسم به خاطر وضعیتم خدا بزرگه دختر ..داری مامان ه دوتا بچه می شی ها ..زشته - لبخند می زنم..مامان..اونم دو تا بچه ..خوبه .! نه بده ! نه...
-
بابایی سینا خوش اومدی به جمع ما!!
یکشنبه 21 خردادماه سال 1391 03:47
خب بالاخره بعد از کلی ابهام و تناقض مسجل شد پیش بینی منطقی من صحیح بوده و نینی مون سینا جونه !!! ته دل من و مریم می خواست نی نی سارا باشه اما خدا خواسته ی سروشو برآورده کرد!! ایشالله سالم باشی سینای من تو در کنار داداش گلت سروش !!!!!!!
-
تحولی...
شنبه 20 خردادماه سال 1391 14:54
ت حولی باید زود از همین امروز نه در همین لحظه اکنون یا علی......... پ.ن: گامهایت باید آرام استوار و پیوسته باشد.. .
-
خدایا یاریم کن....
پنجشنبه 18 خردادماه سال 1391 16:30
خدایا کمکم کن خییییییییییییییییییییلی کار دارم همه چیز سر به سر هم داده همه ی کارهام گره خورده... کمکم کن .. خدایا خودت همه ی کارهای سخت ما را آسان گردان.... آمین ... پ.ن: عزیزم خیلی برات خوشحالم که دوباره توانایی و گیرایی کلامت برگشته ...
-
لاس با گیلاس
دوشنبه 15 خردادماه سال 1391 21:11
من از گیلاس بیزارم نه اینکه عده ای کام دل از کوچک مطاع خوش نمای عقل زائل کن همی جویند و این آوند داروی خرد را خوار گردان پریشان ساز خاطر را یگانه باعث شادی خود خوانده و جز در پرتو آن خنده را مهمان رخهاشان نمی بینم نه ! هرگز!!! من از گیلاس بیزارم ز آنرو که دهان کودک امید فردایم به اسمش گشته آلوده و برخوردش به یک گیلاس...
-
به بهانه ی روز پدر...
دوشنبه 15 خردادماه سال 1391 20:03
بابا هر فرزندی فکر میکنه بابای خودش بهترینه اما بی تردید تو بهترینی بابا الهی من قربون ه همه ی خوبیهات برم همه ی وجود پاکت بابا امروز که بزرگتر شدم خوب می فهمم که وجودت مثل یک گل از همه ی بدیها پاک بوده و هست .... چه الگوی خوبی بودی هستی بابا... ممنونم که این همه خوب به زن و بچه هات خدمت کردی ممنونم که زن ه ناتوان...
-
مبارک ...
یکشنبه 14 خردادماه سال 1391 22:56
ساده صمیمی بی حاشیه روزت مبارک.... 13 رجب 1391
-
جوک !
جمعه 12 خردادماه سال 1391 13:05
سروش مدتیه برا همه جوک تعریف می کنه !! این خصلت شوخ بودن رو فکر می کنم که از دائیهاش به ارث برده ، خیلی دوست دارم و مفید می دونم . به همین خاطر چند تا جوک رو هم اینجا واسش پابلیش می کنم . راستی یه طنز تلخ روجایی خوندم : زندگی با " مای بیبی " شروع می شه و به " ایزی لایف " ختم می شه ! قدر لحظه هایی...
-
مهاجرت !
سهشنبه 9 خردادماه سال 1391 17:33
یکی از دوستام به من پیشنهاد شراکت و کار در سوئد داده و دیگری پیشنهاد زندگی و تاسیس شرکت در جمهوری چک! من نمی دونم باید قید موقعیت اداری و مالیمو بزنم تا فرزندم در جامعهی مترقی تری رشد کنند یا به همین روال پر استرس ادامه بدم !!! این هم یه وبلاگ در رابطه با خانواده ای که در انگلیس زندگی می کنم که سر فرصت مطالبشونو می...
-
لمس دنیای زیر آب...
دوشنبه 8 خردادماه سال 1391 16:51
بعضی از تجربه ها زیبا آرام و به یادماندنی اند....
-
شراب
پنجشنبه 4 خردادماه سال 1391 13:28
افکار نیوز: اثر شراب در دستگاه تنفس از مهمترین عوارض الکل در دستگاه تنفس، بیماری صعب العلاج سل و تنگی نفس است. زیرا الکل همراه خون وارد ریتین شده، مخاط ریه را تحریک کرده آن را متورم میکند. اثر شراب در گردش خون: الکل چون در کارگاه تن قابل مصرف نیست به محض ورود به معده بدون تصرف در آن وارد خون گردیده، گلبولهای سفید...
-
تا ...
چهارشنبه 3 خردادماه سال 1391 19:31
تا کجا باید رفت؟؟؟ اخر این راه کجاست؟؟؟ پشت کوهی بی ابر؟؟ ته مردابی کور؟؟ یا که بر بام بلندای ظفر؟؟ تا کجا باید رفت؟؟؟ یا حق! سیستم صوتیم به هم ریخته ان شا الله که موزیک وبلاگ قشنگ باشه...
-
نکته!
چهارشنبه 3 خردادماه سال 1391 10:16
مراقب افکارت باش که آنها به گفتار تبدیل می شوند مراقب گفتارت باش که آنها به کردار تبدیل می شوند مراقب کردارت باش که آنها به عادت تبدیل می شوند مراقب عادتت باش که آنها به شخصیت تبدیل می شوند و مراقب شخصیتت باش که آنها به سرنوشت تبدیل می شوند... یادت بشه مریم بانو که هر صبح شروع تازه ی باقی زندگیته!! بعدا نوشت :: خدایا...
-
زریگرافی
دوشنبه 1 خردادماه سال 1391 22:14
مریم خانوم توسط خواهرشون از راه دور و از طریق وبکم مورد زریگرافی قرار گرفته اند و با توجه به اینکه ایشون زشت نشده اند قطعا بچه شون پسر تشخیص داده شده!! خب این تشخیص رو هم به تشخیصهای متناقض قبلی اضافه کنید!!!
-
ای کوچولوی حسود!
دوشنبه 1 خردادماه سال 1391 17:39
-
شعر و قصه
دوشنبه 1 خردادماه سال 1391 16:47
اولا زندگی یعنی وقتی پای اینترنت می شینی جو نگیرتت و کسی که بستر رو برای درک دور و برت محیا کرده فراموش نکنی !!! ثانیا ۳ خط زیر تنها یادگارای من از اوایل تولد سروشه ! هرچند هنوز حسرت چند بیتی که زمان تولد سروش مرتکب شدم و جز یکبار که برای مریم خوندم جایی ثبتش نکردم - توی دلمه !! تو ای سروش نازنین امین رازهای من تویی...
-
زندگی ....
دوشنبه 1 خردادماه سال 1391 13:48
زندگی یعنی عطر چای تازه دم ه صبح زندگی یعنی نگاهی عمیق بی کلام زندگی یعنی یه شب به خیر ه آروم به هم گفتن زندگی یعنی دوست داشتن ه بچه هات زندگی یعنی انجام کارهای روزانه حتی یعنی اطوی لباسهای شسته شده زندگی یعنی شنیدن ه صدای عزیزانت از راه دور یعنی اینکه هد ست رو بذاری گوشت موزیک مورده علاقتو با صدای بلندددددددد گوش کنی...
-
فاصله !
جمعه 29 اردیبهشتماه سال 1391 12:04
روزگار گاهی آدم رو توی مسیر فاصله میندازه و اینو صلاح و مصلحت زندگیت تعریف می کنه و جایی که دستت کوتاهه از برگشتن به مسیر الفت ، خیلی بهت سخت می گذره خیلی نه!!!! مثل اینکه باید طعم فاصله رو برای خودم شیرینتر تعریف کنم تا بهم سخت نگذره !!!
-
یادت باشه ....
پنجشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1391 09:20
ساعتا رو جلو کشیدن وقت غم خوردن نداریم!!!
-
هر صبح ...
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1391 10:51
هر صبحم رو با آل یاسین شروع میکنم .... به یاد جوان تر بودن ها.... . . . . .....! واای دیونم میکنه زیبایی این صوت ه آل یاسین ... یاد آوری اون خاطرات ه خوب .....
-
هر صبح ...برای تو
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1391 10:47
-
خیلی قشنگه ...
سهشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1391 09:44
عاشق زیارت آل یاسین هستم اونم این صوت ه خاص حس خوبی بهم میده ممنونم عزیزم که گذاشتی روی وبلاگ یاد آور خاطرات خیلی خوبی توی زندگیمون هست دلمو می بره به اون روزها و پر از حس ه خوب میکنه... با و جود همه ی دردی که داشتم ......
-
روز جهنمی
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1391 22:01
فروشنده نرمالی نبود. ظاهرا دختر خیلی مودب و آرامی به نظر می رسید اما پیرو اینکه تازگی مطلقه شده بود و از بچه اش دور - دچار بیماری بدبینی و بی اعتماد نفسی شده بود. من طی ۴-۵ روزی که پیش من کار کرده بود تحملش کردم. از اول قرار بود فقط یک روز برای انجام عمل چیزی شبیه لقاح در رحم اجاره ای !! سر کار حاضر نشود و قرارداد...
-
چه خوبه ....
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1391 13:48
چه خوبه یه نفر نیازها تو قبل از به زبون آوردن بدونه !! چه خوبه..... الهی شکر..
-
سروش نوشت ...زیباترین تبریک .!
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1391 10:34
صبحه جمعه من خوابم یکی آروم منو می بوسه و در گوشم میگه : "مامان روزت مبارک ...خیلی دوستت دارم!!" از خوشی لبریز میشوم ...دلم از شوق می لرزد بوسه بارانت میکنم ممنونم مامان ...ممنونم !
-
رز و شیرینی....
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1391 02:11
-
این جنگولک بازی هم به نام روز مادر و زن !
جمعه 22 اردیبهشتماه سال 1391 13:10
دوستتدارمدوس تت دا رم دو ست تد ارمدوستتدارمدوستتدارمدوس تت دا رم دو ست تد ار مدوستتدارم دوستتدار مد وس تت دا رم دو ست تد ار مد وستتدارمدوستتدار مد وس تت دا رم دو ست تد ار مد وستتدارم دوستتد ار مد وس تت دا رم دو ست تد ار مد وس تتدارمدوستتد ار مد وس تت دا رمدو ست تد ار مد وس...
-
اولین بار...
پنجشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1391 16:04
به مریم، یه مودم مبین نت با بالاترین سرعت هدیه دادم ، تا جبران مدتها آنلاین نبودنش بشه ! مناسبتش هم خب روز زن بود دیگه ! این روز رو به مریم و همه ی زنها به خصوص مادرم تبریک می گم !
-
گذشته
پنجشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1391 15:53
همیشه جستجو در گذشته ی مشترکمون رو دوست دارم ورق زدن ه این دفتر خاطرات الکترونیکی(وبلاگ ) رو دوست دارم به یه پست جالب رسیدم خالی از لطف نیست شما هم بخونید ... ۲سال پیش در چنین روزی من توی وبلاگ به عنوان اولین پست نوشتم : ((سلام.من سعیدم . یه پسر ۴-۲۳ ساله شیرازی . نمی دونم چی شد یه دفه مهر یه دختر خانوم به اسم مریم...