-
شکسپیر....
یکشنبه 2 بهمنماه سال 1390 13:25
شکسپیر میگوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم میآوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور..
-
ما...
شنبه 1 بهمنماه سال 1390 22:43
-
......
جمعه 30 دیماه سال 1390 20:24
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 13:40
alphabet sounds www.youtube.com sounds song by barbara mar had a little lamb
-
dark
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 12:24
-
think..
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 10:38
-
آینه....
سهشنبه 27 دیماه سال 1390 22:56
آینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن آیینه شکستن خطاست ....
-
زندگی....
چهارشنبه 21 دیماه سال 1390 18:53
زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد
-
ط .ت .ه. ر. ا. ن ......
شنبه 17 دیماه سال 1390 16:53
-
دلم ....
چهارشنبه 30 آذرماه سال 1390 12:02
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو، یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو، همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم... دلم آغوش ه بی دغدغه می خواد....
-
یلدا...
چهارشنبه 30 آذرماه سال 1390 11:14
یلداتون گلبارون!
-
سروش نوشت ....
دوشنبه 28 آذرماه سال 1390 15:30
سروشم داره مرد میشه ما شاالله خدایا خوب! حفظش کن .. آمین .. یا حق!!
-
خدایا رحم کن.....!!!
شنبه 26 آذرماه سال 1390 12:32
-
دعا....
پنجشنبه 24 آذرماه سال 1390 17:34
آفتاب غروب می کنه - صدای اذان به گوش می رسه سروش : مامان می شه درو باز کنیم صدای اذونو بهتر بشنویم مریم در تراس رو باز می کنه سروش : خدایا دایی فرشیدو شفا بده مریم می گه اشک مثل سیل از چشمام جاری شد. خدایا به حق دعای سروش و صفای دلش فرشیدو شفا بده !
-
فرشید ....
چهارشنبه 23 آذرماه سال 1390 20:21
پسر پر استعداد و محجوب فامیلمان در راه تلاش معاش دچار حادثه ی سخت ناگواری شده است. دائما در خود می گریم. دوستش دارم . آسیب دیدگی نخاعش سخت است. خدایا امید به تو.... گریه های شب گذشته مریم برام جالب بود اما من خوددارم و از این خودداری و خودخوری می ترسم.... طاقت بیار رفیق... طاقت بیار میشه شنید خندیدن دل خواب رو تو زنده...
-
با تو و ....
دوشنبه 21 آذرماه سال 1390 16:41
با تو ! و لمس آبی امن آرامش و زندگی از نو..... الهی شکرت...
-
لمس دنیای زیر آب ....
دوشنبه 21 آذرماه سال 1390 16:38
-
به درویشی قناعت کن...
جمعه 18 آذرماه سال 1390 22:10
مکان : کیش - بالکن اتاق ۳۰۴ هتل داریوش مرد در دکور زیبای هتل که مثل کاخ باستانی پرسپولیس ساخته شده است خود را اسیر این توهم می کند که از شاهان هخامنشی است! با همسرش از مشکلات شاه بودن سخن می گویند. از هراس دائمی که مبادا درگوشه ای از این کاخ توطئه ای عیه آنها در حال شکل گیری باشد. از سختی ... خلاصه شاه بودن کار راحتی...
-
خدایا
پنجشنبه 10 آذرماه سال 1390 12:06
خدایا به ما قدرت درک صحیح شرایط و اخذ بهترین تصمیمها را عنایت بفرما!
-
تو کجایی؟؟؟
چهارشنبه 9 آذرماه سال 1390 13:23
بعضیها شعرشان سپید است، دلشان سیاه، بعضیها شعرشان کهنه است، فکرشان نو، بعضیها شعرشان نو است، فکرشان کهنه، بعضیها یک عمر زندگی میکنند برای رسیدن به زندگی، بعضیها زمینها را از خدا مجانی میگیرند و به بندگان خدا گران میفروشند. بعضیها حمال کتابند، بعضیها بقال کتابند، بعضیها انباردارکتابند، بعضیها کلکسیونر...
-
بارانی....
چهارشنبه 9 آذرماه سال 1390 13:13
طعم یک روز بارانی یک روز خوب الهی شکرت....
-
ازدواج دوباره !
پنجشنبه 3 آذرماه سال 1390 12:27
-
طعم زندگی.....
چهارشنبه 2 آذرماه سال 1390 11:17
امروز جنس زندگی متفاوت شده جنسی غریب اما شیرین شیرینی یک خرمالو با کمی طعم گس!!!! انگار متولد شده ام ... تولدی دوباتره با همه ی کم و کاست یک زندگی!!
-
این مهم ه...
دوشنبه 30 آبانماه سال 1390 15:58
تو مرا می فهمی من تورا می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک احساس است .... و دیگر هیچ است و هیچ.....
-
تنها منشین
شنبه 28 آبانماه سال 1390 20:06
تو که غمگین نشسته ای ز جهان دل گسسته ای به چه مقصد رسیده ای تو آمد آمد با دلجویی گفتا با من تنها منشین- برخیز و ببین -گلهای خندان صحرایی را از صحرا دریاب این زیبایی را زین همه طراوت ازچه رو نهان کنی شکوه تا به کی زجور این و آن کنی دل غمین به گوشه ای چرا نشسته ای جان من مگر تو عمر جاودان کنی گــلــگشـــت چمن بــهــتره...
-
یک..دو..سه!
پنجشنبه 26 آبانماه سال 1390 11:38
ببین چه حرفهایم خلاصه شده همین سه نقطه و بس! . . . ! تمام. پ.ن: راستی اگر در این روز زیبای پاییز صدایم به تو رسید: تولدت مبارک!
-
همیشه...
چهارشنبه 25 آبانماه سال 1390 19:10
همیشه دوست داشتم روز تولدم بمیرم ! همیشه هم به مرگ فکر کرده ام. فردا روز تولدمه فکر می کنم بالاخره به آرزویم خواهم رسید....
-
خدایا
سهشنبه 24 آبانماه سال 1390 11:17
خدایا قدرت درک صحیح شرایط رو به ما عنایت کن خداوندا به ما این فهم را بده تا از داشته هایمان لذت ببریم نه اینکه نداشته هایمان را تبدیل به عامل سلب آسایشمان کنیم .... پروردگارا به ما بفهمان که برای به دست آوردن هر چیزی باید بهایش را پرداخت راستی از این روزهایم بگویم که خیلی احساس سنگینی و کسالت و خستگی می کنم و کمی درد!...
-
تولد زیبا
جمعه 20 آبانماه سال 1390 12:37
دیشب مریم خانوم تدارک یکی از جشن تولدهای قشنگ زندگی من رو تدارک دید. قشنگی این تولد به سورپریز بودنش نبود! بلکه جذابیتش این بود که هممون دور هم بودیم ! آرزویی که برآورده شده بود! دیشب تا نزدیکهای صبح بیدار بودیم و شوخی می کردیم و بازی ! خیلی خوش گذشت و اینو مدیون پیگیریهای مریمم. ممنون ! راستی تولد من و سروش با هم بود...
-
قمار!
جمعه 20 آبانماه سال 1390 12:32
اگه هیچ اعتقادی به اسلام هم نداشته باشیم ،خیلی دستوراتش واقعگرایانه و علمیه . مثلا شرب خمر ، نزولخواری و قمار! که عوارض بعضیهاشو به عینه دیدم . قمار خیلی جذابه . با یه حداقل شروع می کنی. اگه بردی که دلت می خواد ادامه بدی و حرصت بیشتر می شه ، اگه باختی که می خوای جبران کنی ! در آخر می بینی کلی وقت و سرمایه گذاشتی و در...