-
وضعم اینقدر پیچیده است که ....
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1390 14:48
سلام یه موزیک سنتی مریم خانوم پسند رو گذاشتم روی وبلاگ راستی این روزها از بس روزگار سختی است کمتر کسی گرفتاریهایم را باور می کند .... بی خیال
-
من عاشق پاییزم ....
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1390 11:33
خیلی عاشق این فصلم خیلی عاشق هواشم و از خدا متشکرم که عزیزترین هدیه های زندگیمو توی پاییز به من داد...
-
...
دوشنبه 28 شهریورماه سال 1390 16:54
-
تنهایی...
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1390 20:50
یادش به خیر عزیز ی همیشه می گفت : دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد.... رسم این روزای دنیا همین شده .... پ.ن... تن ها : کنایه به مردم زمانه.....
-
سروش نوشت ..
سهشنبه 22 شهریورماه سال 1390 21:51
-
سروش نوشت ... گردنبندم..
سهشنبه 22 شهریورماه سال 1390 21:50
مامان - جونم میگم گردنبندت خیلی خوشکله چرا همش می ندازی گردنت؟ - خب چون خدا حفظم کنه از بچه گی مامانم دعا انداخته گردنم عادت کردم مامان می دیش به من - نه ..مامان زنونست به دردت نمی خوره نه مامان بده منم می دم به زنم - (تو دلم کلی ذوق می پیچه) ..بلند می خندم میگم ان شا الله .... -ولی من الان لازمش دارم بعد بهش میدم نه...
-
قصه ی کهنه ی من و تو ...
سهشنبه 22 شهریورماه سال 1390 21:41
من تو را می خواهم تو مرا می فهمی . ... ؟ و همین ساده ترین قصه ی یک احساس است...... پ.ن: صدای پای پاییز رو دارم می شنوم خنکای عصرها به جونم میشینه و من رو پر از حس خوب میکنه ممنونم خدایا که یه پاییز دیگه رو به مریم هدیه می دی مریم پاییزی......
-
به خدا
شنبه 19 شهریورماه سال 1390 23:12
به خدا که فقط باتو فقط با تو بودن به دنیایی می ارزه هنوز هم هنوز.....
-
آخ اگه بارون بزنه!
شنبه 19 شهریورماه سال 1390 23:00
خدایا تمام سلولهای روحم بارون می خواد صورتم رو بگیرم زیر بارون و احساس کنم دارم دوباره زنده میشم .... نفس میکشم وجودم مثل کویر بارون پاییز می خواد خدایا مددی!!!
-
کنیزکی از بهشت .....
شنبه 19 شهریورماه سال 1390 18:53
-
بی هویتی تا ۱۰۰ درجه زیر صفر...
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 19:38
خدایا ثبات قدم و اراده رو از من نگیر ...
-
سروش نوشت ...من مامان بابامو گم کردم .
پنجشنبه 3 شهریورماه سال 1390 11:20
-
سرمایه داری!
یکشنبه 30 مردادماه سال 1390 11:58
سرمایه داری! هر چند از بچگی با این دیدگاه سوسیالیستی مارکسیستی با رنگ و لعاب مذهبی حاکم ، توی ذهنمون کردن که سرمایه داری بده و مرگ بر آمریکا!!! اما به شدت معتقدم که ما به سرمایه دار و سرمایه گذار نیاز داریم . بابا همین الان تصور کن 50 میلیون پول لازم باشی ! کی به دادت می رسه؟ یه آشنای سرمایه دار نظر باز که از اینکه تو...
-
خدا رو به خاطر خلقتت شاکرم عزیزم.....
پنجشنبه 27 مردادماه سال 1390 12:48
تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدت بپذیر... تولدت مبارک...
-
مروری بر 8 سال با هم بودن
سهشنبه 25 مردادماه سال 1390 12:01
نمی دونم چرا یهویی به سرم زد یه مروری کنم بر این 8 سالی که با مریم خانوم زندگی کردم و فراز و فرودهاشو بررسی کنم. اینم یه گزارش اجمالی! مرداد 82- هر دو دانشجو- جوانه زدن نهال عشق - نگرانی از عدم وجود شرایط وصال ( مالی و ....) مرداد 83- اضطراب- سربازی من- با دستهای تقریبا خالی با نگرانیهای خاص آن دوره - پدیدار شدن یکی...
-
چای زندگی.....
یکشنبه 23 مردادماه سال 1390 10:55
زندگی جیره مختصری است مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است مثل یک حبه ی قند زندگی را با عشق نوش جان باید کرد.... یا خدا....
-
خواب ه تو .....
شنبه 22 مردادماه سال 1390 17:42
خواب می بینی خانه ی خدا را برات خلوت کرده اند .... و تو سوار بر یک شتره رام پیش می روی و درب های حرم یکی یکی به روی تو گشوده می شوند و تو از درب ابوسفیان وارد کعبه می شوی هیچ کس جز تو نیست و شترت پیش روی کعبه زانو می زند تو آرام و انگار که روی ابرها راه می روی به کعبه نزدیک میشوی سر خویش را وارد حجر الاسود می کنی و...
-
یادش به خیر ....
شنبه 22 مردادماه سال 1390 17:08
-
اینم پسر گل ه مامانی!!!
پنجشنبه 20 مردادماه سال 1390 19:48
-
لبخند ...
پنجشنبه 20 مردادماه سال 1390 19:35
دختره میره تو کتاب فروشی میگه: آقا ببخشید کتاب برتری زن بر مرد دارین؟ مرده نگاش میکنه میگه خانم شرمنده ما اینجا رمان تخییلی نمیفروشیم!! پ.ن:ببخشید من موزیک رو خودم نمی تونم بشنوم خوب و بدش رو می بخشید ..امیدوارم قشنگ باشه .... مریم بانو!!!
-
خدایا..
یکشنبه 16 مردادماه سال 1390 21:11
خدایا حامی و یاره مرد رویاهای من باش... که سخت محتاج کمک توست این روزها ...... یا حق!!!
-
آرزو..!!! ؟؟؟
یکشنبه 16 مردادماه سال 1390 21:06
-
تولد...
شنبه 15 مردادماه سال 1390 18:52
شروع تا چند وقت پیش نبودم اما حالا زندگی را شروع کردم .فعلا به عنوان مسکن ، رحم چند ماهی خودش را در اختیار من گذاشته است!........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بیرون می اندازد و تمام وسایلم را هم می گذارد توی کوچه !!!!!!!!! اظهار وجود هنوز کسی از وجودم خبر ندارد .البته وجود که چه عرض کنم .هرچند ساعت یکبار تا...
-
حکم زندگی....
شنبه 15 مردادماه سال 1390 18:09
زندگی مثل بازی حکمه!! مهم نیست که دست خوبی نداری مهم اینه که یار خوبی داشته باشی؛ اینطوری شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری.....!!
-
چ ج ک ن م ؟؟؟
شنبه 15 مردادماه سال 1390 17:54
-
خدای رمضان...
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1390 18:58
یا خدای رمضان مرا به یک فنجان عشق دعوت کن ...سخت بدان محتاجم .. مثل عشق به یک فنجای چای تازه دم..... یا حق!!!
-
همینجوری....
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1390 17:32
خوشم میاد از خودم همینجوری!!!!
-
آقا سروش در سواحل زیبای شنی.....
سهشنبه 11 مردادماه سال 1390 13:38
-
می نویسم که یادم نرود.....وقایع مرداد 90! الهی شکر.خانه!
سهشنبه 11 مردادماه سال 1390 13:34
-
مرز چقدر باریک است .....تصادف مرداد 90!
شنبه 8 مردادماه سال 1390 17:25
عروسی خیلی خوش می گذره .. با خونواده هستیم و بعد از خداحافظی یه دفعه تصمیم می گیری بری طرف شهرستان احساس می کنم سعید خیلی دوست داره بره به خاطر من میگه نه! ساعت 4 صبح کم کم راه می افتیم در مورد یه موضوعی با سعید جون صحبت می کنیم تموم میشه چند تا بطری آب می خریم و من چون سروش خسته است روی صندلی عقب می شینم سروش می...