-
این روزها .....
شنبه 23 مهرماه سال 1390 21:04
-
این روزها .....
شنبه 23 مهرماه سال 1390 21:03
-
تبریز ...
شنبه 23 مهرماه سال 1390 16:14
جمعه ظهر با عجله میری تبریز... تا دو روز من می مانم و .... بماند.
-
دلم گرفته نمی خوام آواز بخونم....
پنجشنبه 21 مهرماه سال 1390 18:52
هر چی می خاید بگید خودخواهی بگید منفی هستی بگید ..... بابا روحیه م زیر صفر ه و فشار داره از سرم رد می شه ! سعید را به تظاهر راهی نیست ! بی خیاللللللللللللللللللللل
-
نوا و خاک.....
چهارشنبه 20 مهرماه سال 1390 13:25
آوای موسیقی سنتی و بوی گل نم زده اگر در هم بپیچد آیا می تواند مرا به پر کشیدن های روح ببرد... نمی دانم...
-
3 برش از امروز
سهشنبه 19 مهرماه سال 1390 14:07
1) مدتهاست احساس می کنم باید یه حساب و کتاب اساسی داشته باشم. با همه ی انرژی این کارو می کنم. رقم خیلی بالاست . یه چیزی در حد...................... صدای زنگ خطر با صدای پرنده محبوس توی کانال کولر مغازه توی گوشم می پیچه .... 2) وسط این گیر و دار چک نوشتن و وارد کردن فاکتورها سر می رسه . کاملا نمی شناسمش! نه به خاطر...
-
روز جهانی کودک مبارک .....
شنبه 16 مهرماه سال 1390 11:25
از اینکه همخونه ی این دوتا باشی چه حسی داری؟؟؟
-
از هر دری سخنی.....
شنبه 16 مهرماه سال 1390 11:20
روز کودک : روز جهانی کودک رو به همه ی کودکان و همچنین پسر گلم تبریک میگم ... کار: یه کار نیمه وقت پیدا کردم 3 روز در هفته ..الهی شکر چشمها را باید شست... مصلحت : گاهی اوقات توی زندگی اتفاقهایی میفته که به نظرت بد میان اما به عمق ماجرا که نگاه کنی می بینی چقدر به نفع و مصلحت تو تموم شد ...الهی شکر پس از هر اتفاق...
-
زندگی فرمول داره!
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1390 15:08
بابا به خدا چکیده تجربه چند سال دوندگی من اینه !:(( انسان یه سهمی از این دنیا داره ، سهمش تعادل داره - تلاش برا به دست آوردن چیزهای بیشتر از سهم باعث می شه که یه بخش از داشته های فعلیش رو از دست بده!)) زندگیت معمولیه اما خیلی راحتی - خودتو به آب و آتیش می زنی ظواهر زندگیتو ارتقا بدی اما آرامش و روح خوب حاکم بر زندگیتو...
-
وضعم اینقدر پیچیده است که ....
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1390 14:48
سلام یه موزیک سنتی مریم خانوم پسند رو گذاشتم روی وبلاگ راستی این روزها از بس روزگار سختی است کمتر کسی گرفتاریهایم را باور می کند .... بی خیال
-
من عاشق پاییزم ....
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1390 11:33
خیلی عاشق این فصلم خیلی عاشق هواشم و از خدا متشکرم که عزیزترین هدیه های زندگیمو توی پاییز به من داد...
-
...
دوشنبه 28 شهریورماه سال 1390 16:54
-
تنهایی...
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1390 20:50
یادش به خیر عزیز ی همیشه می گفت : دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد.... رسم این روزای دنیا همین شده .... پ.ن... تن ها : کنایه به مردم زمانه.....
-
سروش نوشت ..
سهشنبه 22 شهریورماه سال 1390 21:51
-
سروش نوشت ... گردنبندم..
سهشنبه 22 شهریورماه سال 1390 21:50
مامان - جونم میگم گردنبندت خیلی خوشکله چرا همش می ندازی گردنت؟ - خب چون خدا حفظم کنه از بچه گی مامانم دعا انداخته گردنم عادت کردم مامان می دیش به من - نه ..مامان زنونست به دردت نمی خوره نه مامان بده منم می دم به زنم - (تو دلم کلی ذوق می پیچه) ..بلند می خندم میگم ان شا الله .... -ولی من الان لازمش دارم بعد بهش میدم نه...
-
قصه ی کهنه ی من و تو ...
سهشنبه 22 شهریورماه سال 1390 21:41
من تو را می خواهم تو مرا می فهمی . ... ؟ و همین ساده ترین قصه ی یک احساس است...... پ.ن: صدای پای پاییز رو دارم می شنوم خنکای عصرها به جونم میشینه و من رو پر از حس خوب میکنه ممنونم خدایا که یه پاییز دیگه رو به مریم هدیه می دی مریم پاییزی......
-
به خدا
شنبه 19 شهریورماه سال 1390 23:12
به خدا که فقط باتو فقط با تو بودن به دنیایی می ارزه هنوز هم هنوز.....
-
آخ اگه بارون بزنه!
شنبه 19 شهریورماه سال 1390 23:00
خدایا تمام سلولهای روحم بارون می خواد صورتم رو بگیرم زیر بارون و احساس کنم دارم دوباره زنده میشم .... نفس میکشم وجودم مثل کویر بارون پاییز می خواد خدایا مددی!!!
-
کنیزکی از بهشت .....
شنبه 19 شهریورماه سال 1390 18:53
-
بی هویتی تا ۱۰۰ درجه زیر صفر...
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 19:38
خدایا ثبات قدم و اراده رو از من نگیر ...
-
سروش نوشت ...من مامان بابامو گم کردم .
پنجشنبه 3 شهریورماه سال 1390 11:20
-
سرمایه داری!
یکشنبه 30 مردادماه سال 1390 11:58
سرمایه داری! هر چند از بچگی با این دیدگاه سوسیالیستی مارکسیستی با رنگ و لعاب مذهبی حاکم ، توی ذهنمون کردن که سرمایه داری بده و مرگ بر آمریکا!!! اما به شدت معتقدم که ما به سرمایه دار و سرمایه گذار نیاز داریم . بابا همین الان تصور کن 50 میلیون پول لازم باشی ! کی به دادت می رسه؟ یه آشنای سرمایه دار نظر باز که از اینکه تو...
-
خدا رو به خاطر خلقتت شاکرم عزیزم.....
پنجشنبه 27 مردادماه سال 1390 12:48
تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدت بپذیر... تولدت مبارک...
-
مروری بر 8 سال با هم بودن
سهشنبه 25 مردادماه سال 1390 12:01
نمی دونم چرا یهویی به سرم زد یه مروری کنم بر این 8 سالی که با مریم خانوم زندگی کردم و فراز و فرودهاشو بررسی کنم. اینم یه گزارش اجمالی! مرداد 82- هر دو دانشجو- جوانه زدن نهال عشق - نگرانی از عدم وجود شرایط وصال ( مالی و ....) مرداد 83- اضطراب- سربازی من- با دستهای تقریبا خالی با نگرانیهای خاص آن دوره - پدیدار شدن یکی...
-
چای زندگی.....
یکشنبه 23 مردادماه سال 1390 10:55
زندگی جیره مختصری است مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است مثل یک حبه ی قند زندگی را با عشق نوش جان باید کرد.... یا خدا....
-
خواب ه تو .....
شنبه 22 مردادماه سال 1390 17:42
خواب می بینی خانه ی خدا را برات خلوت کرده اند .... و تو سوار بر یک شتره رام پیش می روی و درب های حرم یکی یکی به روی تو گشوده می شوند و تو از درب ابوسفیان وارد کعبه می شوی هیچ کس جز تو نیست و شترت پیش روی کعبه زانو می زند تو آرام و انگار که روی ابرها راه می روی به کعبه نزدیک میشوی سر خویش را وارد حجر الاسود می کنی و...
-
یادش به خیر ....
شنبه 22 مردادماه سال 1390 17:08
-
اینم پسر گل ه مامانی!!!
پنجشنبه 20 مردادماه سال 1390 19:48
-
لبخند ...
پنجشنبه 20 مردادماه سال 1390 19:35
دختره میره تو کتاب فروشی میگه: آقا ببخشید کتاب برتری زن بر مرد دارین؟ مرده نگاش میکنه میگه خانم شرمنده ما اینجا رمان تخییلی نمیفروشیم!! پ.ن:ببخشید من موزیک رو خودم نمی تونم بشنوم خوب و بدش رو می بخشید ..امیدوارم قشنگ باشه .... مریم بانو!!!
-
خدایا..
یکشنبه 16 مردادماه سال 1390 21:11
خدایا حامی و یاره مرد رویاهای من باش... که سخت محتاج کمک توست این روزها ...... یا حق!!!