-
ایجاد حس مثبت...اولین بارون ه امسال!!!!
چهارشنبه 11 آبانماه سال 1390 10:12
ساعت ۶:۴۵ صبح خوابیم دینگ دینگ ..... زنگ ساعت میگه صبح شده .... بیدار میشم سرم درد داره ...گیج میره ..خسته ام! اما خب میرم آبی به سر روم میزنم ...سروش رو آروم آروم توی خواب حاظر میکنم سعید بیدار میشه سر یه موضوعی یه کم پالس منفی می فرسته نتیجه ی این پالسش زنگ تند و اعتراض آمیز همکارشه ... هردومون به هم میریزم ... یه...
-
شبهای سوزان...
سهشنبه 10 آبانماه سال 1390 17:20
چند شب گذشته سروش سخت اسیر تب بود که بحمدالله رو به بهبودی گذاشته. مریم هم حسابی مواظبت کرد از سروش. ( خسته نباشه ) راستی برا ثبت تو تاریخ خونداده مون می نویسم که یه موقعیت خوب برا مهاجرت پیش اومده بود. موقعیت فعالیت و حضور در یک کشور پیشرفته و آزاد به صورت مشارکتی با یکی از تولید کننده های خوب! اما چون پشتیبانی ندارم...
-
بادکنک
سهشنبه 10 آبانماه سال 1390 17:13
تو این فکرم که باید برا سروش چند تا بادکنک بخرم. بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده. 1- بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره. 2- بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه. 3- مهمتر از همه بهش...
-
یه وبلاگ فوق العاده
یکشنبه 8 آبانماه سال 1390 15:28
یه سایت شامل فایلهای کتاب صوتی دیدم کلی کف کردم ! واسه شما هم لینکشونو گذاشتم ! http://audiobook.blogfa.com/87124.aspx
-
آبانها ..... ( مروری بر مهمترین دغدغه های ۸ آبان گذشته...)
یکشنبه 8 آبانماه سال 1390 12:35
[ جمعه 16 آبان ماه سال 1382 ] [ 7:40 PM ] [ مریم و سعید ] نظرات (14) روزها هردو پریشونیم!!!! سلام ! این روزها من وسعید بد جوری به هم ریختیم آخه میدونید هرچی میخوایم که پیش دوستانمون (به خصوص دوستان مشترک) یه جوری رفتار کنیم که عادی باشه بدتر میشه به خدا !!! و حتی پیش خانواده سعید !! قرار بود مامان جون(مامان سعیدو میگم...
-
سیرک ...
شنبه 7 آبانماه سال 1390 10:24
آماده شدیم با عجله داریم میریم صدای آکاردئون رو نوی کوچه می شنویم در که باز میشه می بینم یه دختر کوچولو تقریبا 5-6 ساله با مرده که فکر می کنم بابابش باشه داره می خونه و پول جمع میکنه دلم به درد میاد حالم بد میشه بغض می کنم - سعید من برم یه پولی بدم به این بچه ه نه ولش کن دیره - خواهش میکنم .... من رفتم... وقتی بر می...
-
همراه شو عزیز...
پنجشنبه 5 آبانماه سال 1390 19:24
همراه شو عزیز کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود... دشوار زندگی هرگز برای ما بی رزم مشترک آسان نمیشود .......
-
الهی شکر!عجب روزهای گیریه!!
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1390 16:24
کار ایران خودرو باید یک روزه حل می شد ۲ ماه طول می کشه ! وام که ۲ روزه باید حل می شد یک ماهه طول کشیده بازار که قربونش برم به لطف حاچ محمود خواب خوابه ! ..... ....۰ گهگاهی آسودگی و استراحتی و سفری بود که فی الحال کلا غرق استرسیم ! امان از چشم مردم !! بیخیال!
-
خستگی...
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1390 13:46
-
شعر سعید جون .....
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1390 11:44
دغدغه های یلدایی من تقدیم به دوست خوبم علی وهاج و همة عزیزانی که در طولانی ترین شب سال اولین گریة ورود به دنیا را سر داده اند راه بندانهای عاطفی جاده های یکطرفة عشق حکمفرمایی مطلق دلتنگی و من مغموم در گسترة طولانی ترین شب سال آجیل و هندوانه و انار بزم شادی به پا کرده اند و من بی خیال آنها غصه می خورم می گویند امشب...
-
سروش نوشت ....پرسش و پاسخ!
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1390 10:35
-
عجب!
دوشنبه 2 آبانماه سال 1390 21:39
-
ب ب ...
یکشنبه 1 آبانماه سال 1390 16:02
-
پیک!!!
یکشنبه 1 آبانماه سال 1390 12:01
-
باز هم بهانه می خواهم....
یکشنبه 1 آبانماه سال 1390 09:31
باز آبان و باز هم به بهانه ی وجود بهانه ی زندگیم تبریک ..... عزیزم قدمت گل بارون! پ.ن:صدای سیاوش قمیشی رو دوست دارم ....
-
آیا ؟؟
چهارشنبه 27 مهرماه سال 1390 12:25
آیا من نه آیا ما می تونیم زیر بار این فشار جون سالم در ببریم ؟؟ خدایا ؟؟؟ کمکمون کن دلم شور میزنه یه دلشوره ی مدام که باید پشت یه لبخند پنهونش کنم .. دلم گرفته دلم گرفته از بعضیها از زمونه از بی رحمیش از اینکه همه گرگند زمونه ی زشتیه همه به قول فروغ همچنان که به تو لبخند می زنند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند.......
-
یه سایت فوق العاده
سهشنبه 26 مهرماه سال 1390 21:42
اعتیاد! خیلی راحت برا مردم میهن من یه کلمه عادی شده خیلی ز افرادی که ادعاشون سر به فلک می زده رو سرافکنده کرده یه سایت برا افراد رها شده از بند اعتیاد ( مواد مخدر و الکل ) دیدم که به نظرم هر معتادی اگه ذره ای شعور و میل به رهایی در وجودش باشه از این سایت خداکثر استفاده رو خواهد کرد راستی خدا رو خیلی شاکرم که هرگز من...
-
مهربان باش...
یکشنبه 24 مهرماه سال 1390 19:54
مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش. اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش. اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش. اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش. آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک...
-
می خوام با تو باشم ....
یکشنبه 24 مهرماه سال 1390 19:31
می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه ولی نازنینم چگونه چگونه ؟؟؟ چگونه چگونه ...؟؟؟ ساعت 19:20
-
دلم گرفته ....
شنبه 23 مهرماه سال 1390 21:13
-
قفسی به نام تن....
شنبه 23 مهرماه سال 1390 21:11
-
این روزها .....
شنبه 23 مهرماه سال 1390 21:04
-
این روزها .....
شنبه 23 مهرماه سال 1390 21:03
-
تبریز ...
شنبه 23 مهرماه سال 1390 16:14
جمعه ظهر با عجله میری تبریز... تا دو روز من می مانم و .... بماند.
-
دلم گرفته نمی خوام آواز بخونم....
پنجشنبه 21 مهرماه سال 1390 18:52
هر چی می خاید بگید خودخواهی بگید منفی هستی بگید ..... بابا روحیه م زیر صفر ه و فشار داره از سرم رد می شه ! سعید را به تظاهر راهی نیست ! بی خیاللللللللللللللللللللل
-
نوا و خاک.....
چهارشنبه 20 مهرماه سال 1390 13:25
آوای موسیقی سنتی و بوی گل نم زده اگر در هم بپیچد آیا می تواند مرا به پر کشیدن های روح ببرد... نمی دانم...
-
3 برش از امروز
سهشنبه 19 مهرماه سال 1390 14:07
1) مدتهاست احساس می کنم باید یه حساب و کتاب اساسی داشته باشم. با همه ی انرژی این کارو می کنم. رقم خیلی بالاست . یه چیزی در حد...................... صدای زنگ خطر با صدای پرنده محبوس توی کانال کولر مغازه توی گوشم می پیچه .... 2) وسط این گیر و دار چک نوشتن و وارد کردن فاکتورها سر می رسه . کاملا نمی شناسمش! نه به خاطر...
-
روز جهانی کودک مبارک .....
شنبه 16 مهرماه سال 1390 11:25
از اینکه همخونه ی این دوتا باشی چه حسی داری؟؟؟
-
از هر دری سخنی.....
شنبه 16 مهرماه سال 1390 11:20
روز کودک : روز جهانی کودک رو به همه ی کودکان و همچنین پسر گلم تبریک میگم ... کار: یه کار نیمه وقت پیدا کردم 3 روز در هفته ..الهی شکر چشمها را باید شست... مصلحت : گاهی اوقات توی زندگی اتفاقهایی میفته که به نظرت بد میان اما به عمق ماجرا که نگاه کنی می بینی چقدر به نفع و مصلحت تو تموم شد ...الهی شکر پس از هر اتفاق...
-
زندگی فرمول داره!
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1390 15:08
بابا به خدا چکیده تجربه چند سال دوندگی من اینه !:(( انسان یه سهمی از این دنیا داره ، سهمش تعادل داره - تلاش برا به دست آوردن چیزهای بیشتر از سهم باعث می شه که یه بخش از داشته های فعلیش رو از دست بده!)) زندگیت معمولیه اما خیلی راحتی - خودتو به آب و آتیش می زنی ظواهر زندگیتو ارتقا بدی اما آرامش و روح خوب حاکم بر زندگیتو...