-
تقدیم به پسر خوبم ...
جمعه 5 آذرماه سال 1389 03:53
این قالب و آهنگ زیبا رو تقدیم میکنم به پسر عزیزم تولدت مبارک عزیز مامان ....
-
معنی ه ناب....
سهشنبه 2 آذرماه سال 1389 00:27
همیشه عاجزه کلام از گفتن ه معنی ه ناب هیچ عاشقی عاشقیشو یاد نگرفته از کتاب!
-
بیا...
دوشنبه 1 آذرماه سال 1389 18:59
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم ..... سعید ..
-
سروش نوشت (مامان بخشیدمت!)
شنبه 29 آبانماه سال 1389 16:44
الهی قربونش برم مثل خودم بی کینه است و چیزی تو دلش نمی مونه صبح بوسم کرد و گفت مامان بخشیدمت اما حرفهام که یادت نرفته!!! گفتم نه چشم !! همشونو یادمه الهی قربونت برم!
-
سروش نوشت (مامان بخشیدمت!)
شنبه 29 آبانماه سال 1389 16:40
-
سروش نوشت (مامان دیگه دوستت ندارم!)
شنبه 29 آبانماه سال 1389 11:43
داره مسواک میکنه با فشار محتویات دهنشو جوری بیرون میریزه که همش میریزه روی پیرهن من مامان هزار بار نگفتم آروم!(با لحن محکم..) مامان اصلا من دیگه دوستت ندارم الهی بمیری من دیگه مامان نداشته باشم خب بعد چیکار میکنی ؟ با بابایی میرم مغازه !خیلی هم خوبه برام آب میوه میخره! بابا که نمی تونه غذا درست کنه برات. می تونه مگر...
-
حس یک مرد که سی سالگی را پشت سر گذاشت !
جمعه 28 آبانماه سال 1389 11:13
سلام .هفته های گذشته هفته های خیلی شلوغی بود. طوری که شبانه روزی مشغول بودم و دور از جون شما حسابی له و خسته !! چند روزه خیلی دلم می خاست پستی بگذارم و از مریم خانوم به خاطر اینکه علییرغم اینکه من فکر می کردم کامل دستشو خوندم با دعوت از دوستای قدیمی در روز تولدم منو سورپرایز کرد حسابی تشکر کنم. بعد هم دوست دارم به...
-
عزیزی ؛ مادری ؛ دلسوزی گفت :
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1389 14:05
shif+delet ? are you sure yes ok !! for ever
-
دعا....
یکشنبه 23 آبانماه سال 1389 16:40
خدایا الهی در نگاه ؛ صدا ؛ قلم و وجود هیچ مخلوقی نگران مادر بودن رو حس نکنم ... هیچ وقت.. آمین.
-
عطر...
یکشنبه 23 آبانماه سال 1389 13:07
به راستی روزی می رسد که مریم بانو بتواند بدون عطر زندگی کند؟؟ آن هم فقط عطرهای معروف فرانسه اصل!! با رایحه ی شیرین و خنک... یخ کنی دختر چه خنک !! هاهاهاهاها این صدای خندم بود از خنکی خودم....
-
خوشحالم ...
شنبه 22 آبانماه سال 1389 10:43
خوشحالم که تونستم کمی از اییییییییییین همه دریای محبت وجود تورو جبران کنم پ.ن : سروش عاشق این آهنگست همش توی ماشین میگه اینو برام بذار و بزن مدام تکرار شه !! خودشم باهاش می خونه قربونش برم .......
-
سروش نوشت...(اولین خرید ..)
شنبه 22 آبانماه سال 1389 10:39
داریم خسته و کوفته از خرید با هم بر می گردیم .. سر کوچه یه سوپری هست که همیشه ازش برا سروش تنقلات می خریم .. مامان برام یه چیزی می خری؟ نه مامان می بینی که دستام پره نمی تونم خب خودم می خرم ! یه اسکناس پونصد تومتنی می گیره ... آقا ببخشید یه آب آلبالو بدید.. می ایسته و بقیه ی پول رو می گیره .. متشکرم.. ازشدت شوق دیدن...
-
ی هفته تا سی
پنجشنبه 20 آبانماه سال 1389 15:59
-
احساس من...
پنجشنبه 20 آبانماه سال 1389 11:17
بدون شرح...
-
عزیزم جشن میلادت مبارک ....
پنجشنبه 20 آبانماه سال 1389 11:10
به خاطر خلقت وجود پاکت از خدا ممنونم ..... تولدت مبارک ....
-
سیاست . ! ؟؟؟
دوشنبه 17 آبانماه سال 1389 23:27
سلام هستیم .. خوب و زنده و الهی شکر امشب یه چیز جالب دیدم یه پسر از مادرش می خواست توی زندگی سیاست داشته باشه !! نسبتشون خیلی مهم نبود اما این مهم بود که انگار خود مردها هم تشنه ی با سیاستی زنهان!!! و جالب بود و پر نکته ... ببخشید منو به خاطر دوتا پست رمزی ارزشی برای خوندم عموم نداشت .... پ.ن :ادبیات پست یه کم نامفهوم...
-
به خدا خیلی ....
دوشنبه 17 آبانماه سال 1389 23:20
-
متشکرم مرد من...
یکشنبه 16 آبانماه سال 1389 14:45
-
مدل مغزم ..
یکشنبه 16 آبانماه سال 1389 00:46
- ...بود با جمع بودن رو دوست دارم به هر شکلش. - باید فکر کنم عمیق خیلی عمیق حل این مشکل دیگر سطحی نیست فکر میکنم آرام و بی صدا مثل.... - سروش باید بفهمه. باید یادبگیره اما چه جوری؟ - اید این مسئله نهادینه بشه اما چه جوری؟؟ - باید عوض بشه هرچه سریع تر اما با کدوم اراده؟ - باید خوب پیش بره اما با کدوم برنامه ریزی؟؟ -...
-
آگهی...
جمعه 14 آبانماه سال 1389 16:06
طفلی به نام آرامش گم شده است از یابنده تقاضا می شود... حال طفلکی!! یابنده باید به چند سقف زیر این گنبد کبود این طفل را تحویل دهد؟؟؟ شاید همه! راستی : من آمده ام و قصد بودن دارم.
-
تا اطلاع ثانوی....
دوشنبه 10 آبانماه سال 1389 16:45
مراجعه کننده ی محترم : این پایگاه تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد.... شاید هرگز ننویسم .آخر اینجا دیگر قلمم تب می کند.
-
خدا جون ....
یکشنبه 9 آبانماه سال 1389 20:45
اول از همه بگم خیلی دلم برای این قالب ه تنگ شده بود ..دوستش دارم. خدا جون فکر نمی کنی که زدن نام بهشت به نام مادزها در مقابل سختی های که ما پای بچه هامون می کشیم یه کمی کمه؟؟؟؟؟!!!! این موضوع رو وقتی توی ترافیک سر سام آور غروب و توی شلوغ ترین خیابون مرکز شهر به خونه برگشتم و تازه سروش شروع کرد به لج رفتن و منم مجبور...
-
فکرمن..فکر تو..فکر ما.
یکشنبه 9 آبانماه سال 1389 11:52
زندگی زیباست ای زیبا پسند زیبه اندیشان به زیبایی رسند
-
یاد ایامی....
شنبه 8 آبانماه سال 1389 17:14
اشتباه نکنید دوستان مطالب این پست مربوط به سال 82 می باشد ... ۱۳۸۲: یا امام رضا .. .( سعیدی که دلتنگ حرم اما م رضا میشد.....) خدا رو شکر.مریم روز به روز داره وضعیت جسمانی بهتری پیدا می کنه . شاید اگه می دونستید مریم چه عمل سختی رو پشت سرگذاشته به هیچ وجه باورتون نمی شد که اون داره به این سرعت بهبودیشو به دست می آره...
-
just for u
شنبه 8 آبانماه سال 1389 13:23
خواهش عزیزم ... تا جایی که امکان داشته باشه چشم بدون که: دوستت دارم و از زحماتت بی نهایت ممنونم گلم مریم
-
از مرموز بودن بدم می آید!
پنجشنبه 6 آبانماه سال 1389 19:33
اول از مریم به خاطر حس مثبتب که داره این یکی دوروزه به زندگی انتقال می ده خیلی ممنونم ! بعد هم امیدوارم تا می شه از رمز گذاری مطالب پرهیز کنه !
-
من و پسرم ...
پنجشنبه 6 آبانماه سال 1389 19:12
تصمیمهای مهمی گرفتم اما تصمیم مثل ماهیه گرفتنش آسون و نگه داشتنش سخته.. خدایا کمکم کن. زمان: 4 بعد از ظهر مکان: اتاق سروشم (سروش یه کم کسله ...بمیره مامانی برات..) -مامان این دی وی دیه خرابه ؟؟(تام و جری) آره -بشورش لطفا! می شورمش و باز خرابه ... -واای نشون نمی ده خب مامان یکی دیگه ببین -واای خدا منو رحمت کنه که از...
-
فراموش نمی کنم...
پنجشنبه 6 آبانماه سال 1389 11:43
-
سروش نوشت ...
چهارشنبه 5 آبانماه سال 1389 16:04
سروش نوشت : مامان.. جونم می دونی اول پلاک ماشینمون چیه؟؟ نه! مگه شما می دونی پسرم؟؟ آره ۵ می دونی بعدش چیه ؟؟ نه! ۷ مامان منو باباش با صدای بلند و جیغ قربونش میریم الهی مامان فدات بشه عزیزم .... دوستت دارم پسرم! اینم سروش نوشت تقدیم به آنی جون مهربون آنی عزیزم همه که مثل خودت مهربون نیستن و چشم دیدن خوشبختی دیگرون رو...
-
حس خوب...
چهارشنبه 5 آبانماه سال 1389 10:42
امروز هوا ابریه خیلی قشنگه حس خوبی دارم ممنونم خدا جون این به خاطر ایجاد حس مثبت برا منه می دونم .. چه از خود متشکر. گرچه پسرم یه کم کسله یا حق!!