-
انتخابات
جمعه 7 اسفندماه سال 1394 01:22
انتخابات هم مثل سفر هست. آدمایی که در موقعیتش قرار می گیرند ، دیر یا زود خودشان را نشان می دهند و ماسکهایشان کنار خواهد رفت. خودخواه ،متظاهر ، رذل ، مردم فریب و همه جوره بازنده بودن برازنده ی عده ای و مرد ،صالح ،مومن ،صادق و برنده بودن درخور اندکی دیگر است. در این فضا جمعی از سر عقل ، گروهی مشتاقانه و عده ای در حکم...
-
وصیتنامه
دوشنبه 3 اسفندماه سال 1394 21:04
بعضی مواقع به یه جاهایی می رسی که احساس می کنی باید وصیتنامه بنویسی. لحظات جاللب و متفاوتیه. بعد از دوازده سال زجر مداوم و دوسال زجر پیوسته ، دیسک پاره شده ی کمرمو عمل کردم. ان شاءالله که خیره درود من به دکتر حق نگهدار طبیب حاذق و استاد هشیار به آن مرد خدایی، نیک و خوش خلق پر از انسانیت پر صبر و عیار پس از چندی کسالت...
-
آرامش.....
یکشنبه 2 اسفندماه سال 1394 11:29
به بیشترین چیزی که احتیاج دارم آرامش برای مدیریت بحران این روزهاست خدای خوبم مددی.....
-
همین الان...
یکشنبه 2 اسفندماه سال 1394 00:12
همین ساعت ذهنم پریشون بغض توی گلوم.... چشمهام از اشک خیس چراغ رو خانوش کردم ب که بخوابم کنار پتو داخل تخت یه تسبیح شبرنگ........دیدم!!!!!! خدایا حکمت این...اینجا...الان...... حتما گفتی مرا بخوان..... برش داشتم ی گرد یا الله یه گرد صلوات با چشمهای خیس دعا کردم.... از تو خواستم سلامتی و تندرستی اش..را..... یا رب.........
-
نمی دونم چرا اینجام .....
یکشنبه 25 بهمنماه سال 1394 10:07
نمی دونم بین این همه کارهای رنگارنگ و بی فرصتی چرا یهو خودم رو پشت میز این کافی نت دیدم! شاید دلم برای لحظه هایی خلوت با مریم تنگ شده بود شایدم دلم برای یه کم درد ودل ولی وقتی دست به قلم شدم یهو ذهنم بلیچ شد! یادش بخیر همیشه قبل از امتحانهای سخت دوره ی دانشگاه به دوست صمیمیم معصوم ..میگفتم وای حس میکنم ذهنم بلیچ...
-
گذشت
شنبه 3 بهمنماه سال 1394 12:49
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که به صاحبنظری بازرسم محرم ما نبود دیده کوته نظران دل چون آینه اهل صفا می شکنند که ز خود بی خبرند این ز...
-
خطرات و نکات منفی استفاده از دستگاه کویتیشن چیست؟
دوشنبه 28 دیماه سال 1394 16:06
این روش بسیار جدید و نوپا است، اکثر مراکزی که این دستگاهها را به منظور لاغری موضعی معرفی مینمایند، برای تبلیغ این دستگاهها آن را روشی امن و بیخطر معرفی میکنند؛ درحالیکهکسی نمیداند این امواج قوی که سلولهای چربی بدن را در هم میشکنند، چه تأثیراتی میتواند بر اعضای داخلی بدن داشته باشد. کما اینکه مطالعات نشان...
-
این دروغهای کوچولو
دوشنبه 28 دیماه سال 1394 14:00
این روزام پر از دغدغه ی انتخاباته. فقط همین..... در یکی از همین فعالیتهای انتخاباتی با یکی از دوستان مرودشتیم بعد از دوازده سال روبرو شدم. اصغر ب.... پسر خوش تیپ و خوش سیمای دیروز داغون شده بود ، خیلی...... فکر کردم معتاد شده و صادقانه پرسیدم ازش . منکر شد و انگار دنبال بهانه بود برا باز کردن سفره ی دلش. کوتاه سخن ،...
-
بازهم قصه ی عادت......
شنبه 19 دیماه سال 1394 23:45
یادم بماند که امسال هم با قصه ی زشت عادت زیبایی خزان باغ را ندیدم... ای کاش به کنار عزیزانم بودن فقط عادت نکنم.....
-
درد
پنجشنبه 3 دیماه سال 1394 04:53
کار بزرگ آدمهای بزرگ را می طلبد. به عمل و نه ادعا. از این روزها با همه ی دردهایم راضیم
-
کمردرد
دوشنبه 16 آذرماه سال 1394 23:34
دوباره انتهای پاییز و شدت درد کمر.....
-
جنس احساسی که عوض نمی شود.......
شنبه 23 آبانماه سال 1394 08:04
این پست متعلق به سال 90 هست ..توی فالی که از وبلاگ گرفتم امد و برام خیلی عجیب بود که این احساس طی این همه سال دستخوش هیچ تغییری نشده و هنوز بکر بکر مونده...... بی بی وقتی میبینم این همه رنجور و نحیف شدی دلم هری میریزه وقتی دستهای پینه بسته تو می بوسم و می بینم اینقدر بی جون شدی دلم پره درد میشه وقتی از درد شکایت می...
-
دوست داشتنی های از یاد رفته.....
جمعه 22 آبانماه سال 1394 22:46
ظهر با آقای خانه راه می افتیم ربه شهرستان اطراف برا انجام ی کار کوچک داریم میریم آقای خانه وسط راه حایی نگه میداره روی تابلو نوشته شده بیمارستان اعصاب و راون ! نگاهش میکنم میگه یه لحظه صبر کن چند دقیقه میره و برمیگرده قرار شد ی مقدار خوراکی بگیریم و برگردیم..... این پروسه یک ساعتی طول میکشه بر میگردیم از نگهبان یک سری...
-
می توانم زیرا....
سهشنبه 12 آبانماه سال 1394 00:59
به خودم و خدایم هنوز ایمان دارم.
-
باران.....
شنبه 9 آبانماه سال 1394 10:56
اولین باران پاییز حالم را خوب میکند میدانم....،،،
-
فقط مریم باش بانو.....
جمعه 8 آبانماه سال 1394 17:37
من اگر فقط مریم باشم ............... خدایا کمکم کن مریم باشم.... ممنونم.....
-
وای
جمعه 8 آبانماه سال 1394 15:03
وای از چشمهایی که خوب.نمی بینند....
-
whit out u turn......،،،،،
جمعه 8 آبانماه سال 1394 02:07
-
وقتی....
شنبه 18 مهرماه سال 1394 16:35
وقتی یه چیز رو از کسی بخوای و به خواسته ی منطقیت گوش نده مجبوری حتی بر خلاف میل باطنیت کاری کنی که خواسته ات برسی.......
-
پاییز تلخ
دوشنبه 13 مهرماه سال 1394 13:23
این باد از کدام جهنّم رسیده است که برگ، برگ، برگ مرا زرد می کند بی فایده ست سعی کنم مثلتان شوم دنیای خوب! باز مرا طرد می کند هی فکر می کنم...و به جایی نمیرسم هی فکر می کنم...و سرم درد می کند...
-
سینای سه ساله ی من
جمعه 10 مهرماه سال 1394 13:02
سینا سه ساله شد. تولدت مبارک بابایی! زمان می گذره. منم برگشتم هنرستانی که از اول درس می دادم. اما حالا خیلی پیرتر و چاق تر از اون روزهام......
-
کلاس سوم....
چهارشنبه 1 مهرماه سال 1394 10:04
پسرکم یک سال بزرگتر شدنت مبارک... کلاس سوم!!!!! خداوند حامی و یارت باشد مهربان......
-
ی روز خوب با تو !!!!
شنبه 28 شهریورماه سال 1394 14:25
نفس های آخر تابستونه کم کم داره هوا پاییزی میشه امروز نوبته من این جمعه مال منه با تو باشم عشقم چرخیده و این جمعه ی منه که با تو باشم بابا!!!! از صبح که بیدار میشم تو فکرم با هم چکار کنیم امروز تا بهت خوش بگذره با ما هیچ وقت نخواستی زحمتی باشی واسه بچه هات خیلی مغروری و حاضر نیستی بچه هات در طول هفته واست زحمتی بکشن...
-
....
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1394 13:50
امروز در تقویم زندگی من و تو روز مهمیه.همین.
-
در حیرتم بانو......
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1394 02:01
دلت گرفته ناراحتی از خودت و زمونه شاکی یی میری با خصم قسم خورده با دشمن دیرینه با کسی که سر رو به تن تو زیاد میدونه درد دل می کنی؟؟؟؟؟ به خدا در حیرتم بانو.... پ.ن :چه خوب که خدا زود روی انسان نما ها را سیاه میکند....چه خوب....
-
پاییز می آ ید ....؟
چهارشنبه 18 شهریورماه سال 1394 01:20
روزهای سخت نیز می آید ....؟ روزهای خوب نیز می آید...؟
-
پاییز.....
دوشنبه 16 شهریورماه سال 1394 13:29
بوی پاییز می آید......
-
10
جمعه 13 شهریورماه سال 1394 10:41
ممنونم...... به اصولم که پایبندی... پایبندی به عقایدت سخت نیست....
-
این 10 سال.....
سهشنبه 10 شهریورماه سال 1394 14:11
یادم میاد همین روزها بود روزهای میانی شهریور ماه 84! هوا رو یادم نیست چون حال و هوای خودم پر از دخترونه و عطر عاشقی بود...... نگاههای گرم و نافذ بابا با اون چشمهای کوچک و گیرا رو خوب یادمه نگرانیهاش دلشوره های معمول پدرانه که خوب بلد بود نشون نده یادمه بهم گفت: بابا تصمیم خودته می دونم که درسته اما یادت باشه این فکر...
-
.
شنبه 7 شهریورماه سال 1394 01:35
خدایا پایانی دارد این کابوسها؟ گ........ ب........ ه....... مردم!!!!!!!.