-
یادت باشد بانو....
جمعه 12 تیرماه سال 1394 04:50
بعضی ادمها مثل عکسند خیلی که بزرگشان کنی کیفیتشان می اید پایین! !!
-
کافه فردوسی!
چهارشنبه 10 تیرماه سال 1394 01:07
کافه فردوسی کافه شکلات موزیک لایت می اند یو....... تیر گرما تزریق یک حس خوب.......!
-
سیزدهمین تیرماه مشترک
دوشنبه 1 تیرماه سال 1394 00:01
خیلی فشار رومه بحران دپرشن بعد از چند ماه اسیر بستر بودن کاسبی که تقریبا از دست رفته درد کمر مشکلات..... و بحران بزرگ سند مغازه ان شاالله که حل میشه! آیا من و مریم چهاردهمین و حتی چهلمین تیرماه رو هم با هم تجربه خواهیم کرد؟
-
آخرین ساعات بهار 94
یکشنبه 31 خردادماه سال 1394 23:56
این روها با بحرانهای بزرگی مواجهم اما امروز روز خوبی بود خدا رو شکر.... خرداد هم تمام شد و باز تیری دیگر
-
تو لایق بهترینهایی !
جمعه 8 خردادماه سال 1394 12:53
-
شعر زیبای گو گو ش!مرداب.،!
پنجشنبه 7 خردادماه سال 1394 04:49
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 23 اردیبهشتماه سال 1394 01:13
-
گاهی.....دلم!
سهشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1394 09:23
درسته دلت تنهایی می خواد درسته دلت رخوت می خواد اما چرخ زندگی بیداره.....! و تو باید دوش ب دوش جلو بری... با همه ی دلزدگی از دنیای مجازی یه جمعهایی هستند که صفا و صمیمیت درون اون اجازه نمیده کناره بگیری اونقدر آدمهای این جمعهای کوچیک دلشون بزرگه که حتی دنیای مجازی رو هم دلچسب تر میکنند..... دام هوای پاک ده می خواهد...
-
لایک های بیخودی...تنهایی..،رخوت.......
جمعه 18 اردیبهشتماه سال 1394 18:44
کاش بدونیم گاهی خانومها هم احتیاج به غار تنهایی دارند دوست دارم در غار تنهاییم باشم تنها بی هیچ کس حالم از دنیای مجازی به هم میخورد... از بیگ لایک های بیخودی و مطالبی که بی محتوا کیلو کیلو از جمعی به جمع دبگر کپی میشود و نیشمان را تا بنا گوش باز می کنیم و تظاهر به خوشی میکنیم.... تنها باشم خواسته هایم را برای مریم...
-
فندق.!
دوشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1394 14:51
-
ابلیس
یکشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1394 10:03
چون بسی ابلیس آدم روی هست پس به هر دستی نباید داد دست.....
-
جای پای یک فرشته.....
جمعه 21 فروردینماه سال 1394 02:57
دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان میرم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب میکشم چراغهای رابطه تاریکند چراغهای رابطه تاریکند کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد،،،،،،،،،، کسی مرا به افتاب معرفی نخواهد کرد.........
-
چه خوب که......
چهارشنبه 19 فروردینماه سال 1394 02:37
خدایا آرامم میکند چشم به چشمش می دوزم درد و دل میکنم آرامم می کند آب برآتشم میریزد مرا می برد تا ساحل آرامش قدر دانی سپاس شکر گزاری انگار وزنه های پایم کنده شده بی وزن شده ام سبکم آرامم....... دیگر دلم نمی لرزد ذهنم آشوب نیست به یک فنحان چای دعوتم میکند..... دلم را آرام می کند چطور؟؟؟؟ 2.5 ساعت گپ زدیم!!! خدایا از من...
-
تا کی؟
دوشنبه 17 فروردینماه سال 1394 20:41
خدای من دارم خفه میشم از دلتنگی........ تا کی !؟ تظاهر کنم واسم تموم شده!؟
-
ارزشمند ترین....
یکشنبه 9 فروردینماه سال 1394 02:02
آقای خانه تا همیشه ممنونم بابت زیباترین هدیه ی دنیا نقاشی پرتره ی مامان... ممنونم آقا ی خانه مرا ببخش اگر ....... گاهی....... پ.ن:زمانه به من آموخت مهم نیست دیگران در مورد تو چه فکری می کنند !!!!! مهم حال لحظه ی توست خوشبخت ترین آدم را نمی شناسم اما بدبخترین کسی است که بخواهد همه را راضی نگه دارد........
-
انرژی مثبت
شنبه 8 فروردینماه سال 1394 03:53
بعضی جمع ها پر از انرژی مثبته خدایا ممنونم....
-
دوری و .......
شنبه 8 فروردینماه سال 1394 03:48
-
خواب...........
جمعه 7 فروردینماه سال 1394 12:14
خدای من می خواستی چیو بهم یاد آوری کنی؟ بیدار می شوم هستی بوسه بارانت می کنم کنارت سجده ی شکر میگزارم خدایا منو ببخش ببخش اگر ناشکری کردم سپاسگزارم.........،
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 4 فروردینماه سال 1394 04:22
سعی می کنم نمیشه باور کن می خوام نبینی دلتنگم نمیشه باور کن می خوام نبینی چقدر دلم هواتو کرده نمیشه مامان جات خالیه مامان جای خالیه ویلچرت دیوونم کرده مامان بغضهای یوایشکی پیر مرد پیرم کرده مامان اشکهایی که توی اتاقت میریزم تموم نمیشه مامان امسال بهترین عیدی عمرمو گرفتم خونه ی اخرتم رو کنار تو توی خونه ی خودت از بابام...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 3 فروردینماه سال 1394 16:47
این یک سال کنار تو بزرگتر شدم خیلی چیزها دیگر مهم نیست و این خوب است...خوب.... دیگر ظواهر مهم نیست این ظواهر را گذرانده ام خاطره های دیروزم امروز ارزوی بعضی ها بوده و این خوب است....خوب..... خدایا سپاسگزارم..... از صمیم قلبم
-
پایان 93
شنبه 1 فروردینماه سال 1394 01:23
آخرین لحظات سال 1393 بهترین اروزها رو برای همگان دارم.
-
امسال دیگه.......
جمعه 29 اسفندماه سال 1393 02:27
امسال سال من است سال بز!! خوب است و خیر انشاالله........
-
بزن بارون که......
پنجشنبه 28 اسفندماه سال 1393 01:23
روزهای پایانی سال بارونیه ... اونم از نوع خوبش....جل جل... این یعنی به فال نیک..... یعنی برکت و عشق انشاالله.... امامزاده ای هرگز نرفته حال و هوای قشنگی داشت یک چیزی توی دلم تکون خورد به آقای خانه گفتم حسی شبیه کلیسای وانگ! نمی دونم عحیب و شیرین بود....... یه حسی گفت سیم دلت کانکت شده حرف بزن صدا میاد کوتاه گفتم مختصر...
-
سالی که گذشت......
چهارشنبه 27 اسفندماه سال 1393 02:26
فروردین ماه سال گذشته را دوست نداشم صدای شکستن تک تک استخوانهایم هنوز در سرم می پیچد مادرم...رفت!!!! روحش شاد و سفرش پر آرامش....... بعد از رفتنش خیلی زجر کشیدم ولی باید پذیرفت الهی شکر کمر درد آقای خانه اذیتم کرد اما گذشت..... اما پسرک یک سال بزرگ تر شد مرد تر شد و کلی دست راست یدی و فکریم شد فندق روز به روز زندگی...
-
و.....
سهشنبه 26 اسفندماه سال 1393 02:40
از امسال خواهم نوشت ان شاالله......
-
احساس عجیب
چهارشنبه 20 اسفندماه سال 1393 14:36
امیدوارم دیگه حسش نکنم احساس می کردم سر من به اندازه ی کل کره ی زمین شده و زبونم از کار افتاده بود دست و پاهام سنگین شده بودن....
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 18 اسفندماه سال 1393 17:01
صدای گوشخراش شکستن دیوارهای یکدلی است که این روزها به جای صوت دلنواز عشق در جای جای شهر به گوش می رسد....
-
خاطره های من و آرزوهای تو.!
شنبه 16 اسفندماه سال 1393 07:26
این روزهای واپسین سال این شور و حال کوچه خیابانها این بدو بدو های نا تمام مردم این بوی عیدی و اسکناس نو .... خدایا متشکرم برای تجربه ای دوباره برای عیدی دیگر با عزیزان ممنونم خدایم سپاسگزارم از لطف بی پایانت به من وقتی میبینم خاطره های من آرزوست هست برای بعضی ها. هنوز
-
.....
جمعه 15 اسفندماه سال 1393 04:07
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 اسفندماه سال 1393 14:58
خدای من خدای خوب و مهربونم یاری ام کن.....