-
...آلارم
یکشنبه 7 دیماه سال 1393 15:57
همه ی اآلارم های گوش خراش زندگی هم بد نیستند گاهی به گوش جان بسپار آنهارا تا سکوی پرتاب شوند..... به گوش جان بانو......
-
شرط اول قدم....
شنبه 6 دیماه سال 1393 01:29
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشی..... خداوندا...خدای خوبم به من قوت و قدرت بده تا بتونم از پس کارهام بر بیام خدایا کمکم کن.... مامان واسم دعا کن لطفا.... تسبیحات حضرت زهرا.......
-
گاهی.......شاید........باید!
جمعه 5 دیماه سال 1393 15:19
گاهی باید اتفاقی برات رخ دهد تا آنان که واقعا دوستت دارند قلبشان رو شود شاید.........
-
زمستون...
سهشنبه 2 دیماه سال 1393 13:40
زمستونه خدا والله دمش گرم..... باید بگم روزای خوبیه اگه بگم بده بدتر نیشه !
-
آخرین روز پاییز
یکشنبه 30 آذرماه سال 1393 07:00
پاییز 93 هم داره تموم میشه برا من این روزا فوق العاده سخته درد شدید کمر و توصیه اکید دو متخصص به جراحی کار از روال خارج شده فشار زندگی و بچه داری روی مریم زحمتهایی که برا مادرم ایجاد کردم و .. ... اما ایشالله تموم میشه.
-
این روزمرگی های شلوغ!
یکشنبه 23 آذرماه سال 1393 18:53
خدای من این روزها خییییلی سرم شلوغه یعنی شلوغ الکی.... به روز مرگی شلوغه خدا بچه ها رو حفظ کنه خدایا مددی.... کلی حرف دارم...باشه به وقتش شاید وقتی دیگر..... یاحق....
-
آذر
یکشنبه 9 آذرماه سال 1393 21:13
آذر ماهیه که سروشو به ما داده با صفر مصادف شده که میگن ماه بلاست.. خیره اینشالله!
-
پراکنده
چهارشنبه 28 آبانماه سال 1393 01:17
1.5 ساعت با پیر مرد اصلا پای عمرت حساب نمی شود خنده هایش ارامت می کند و هنوز بی تابیش برای جفت عشقش به حیرت وامیدارتت..... هنوز از او می گوید اشک میریزد....... لحظه های با او بودن پای عمر نیست یک سر لذت است....... گاهی خستگی امانت را می برد اما......... دومین به نیمه رسیده است.....! حالم از روزگار کسانی که سراپار مشکل...
-
تولدت مبارک.....
دوشنبه 26 آبانماه سال 1393 11:21
تولدت مبارک آقای خانه.... سایه ات تا ابد مستدام بی حرف اضافه بی حاشیه!
-
م د د ی
جمعه 16 آبانماه سال 1393 04:29
خدایا تو میدونی و فقط تو می تونی! پس یارب مددی.
-
دنیای....
شنبه 10 آبانماه سال 1393 01:07
-
اولین بارون
جمعه 9 آبانماه سال 1393 02:12
اولین بارون پاییز امسال در راه برگشت از سفرکی کوچک دوستش داشتم کلی حس خب گروپی مهمون دلم میشه و خدا رو از ته قلب شکر می کنم.....
-
باز...........!
چهارشنبه 7 آبانماه سال 1393 00:25
رفتم پیشش خواستم واسش چای دم کنم از بعد از ظهر تنها مونده بود سلام ش کردم به چشمهای ریز و گرم و نافذش خیره شدم انگار انرژی می خواستم گرفتم...... دیدم عکس عشق قدیمیشو گذاشه کنارش دو تا عکس خوب دقت کردم سه تا انگار دلش بد جور هوایی بوده امروز باز سر صحبت رو باز میکنه میگه دلم واسش بد جوری تنگه مریم...... دلداریش میدم...
-
نامه ی عاشقانه......اههتخ
دوشنبه 5 آبانماه سال 1393 15:49
شب قبل از خواب پسرک اصراااااار داره که من سراغ جامدادیش نرم و فقط تغذیه اش رو داخل کیفش بذارم شب وقتی می خوام مداد و مداد رنگیهاشو چک کنم که حتما برده باشه میرم سراغ جا مدادیش و میبینم به به ! 2 بسته ی 12 تایی مداد 12 تا مداد قرمز هر چی مداد فانتزی و پاک کن یه عااالمه وخلاصه هر چی لوازم التحریر داشته توی اون جا مدادی...
-
خلوت....
یکشنبه 4 آبانماه سال 1393 15:40
یه تنهایی یه خلوت یه سایه بون یه نیمکت می خوام تنهابمونم تنها دور از جماعت..... مدتی تنهایی می خوام یه پیله از ابریشم........
-
اصل ..
جمعه 2 آبانماه سال 1393 19:50
اصل بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است...
-
دنیای من...دست من است....
سهشنبه 29 مهرماه سال 1393 07:27
نفس بکش...نفس بکش،...... دنیا پر از دلخوشیه.......
-
حق نداری!
سهشنبه 29 مهرماه سال 1393 01:25
زود خودتو جمع کن این یه دستوره مریم بانو.!
-
دلشوره هاتو قربون......
دوشنبه 28 مهرماه سال 1393 00:12
گریه کردم بلند بلند حق حق خواستم باشی دلت برام شور بزنه دلت واسم بتپه نگاهم کنی و بگی نیگا رنگت...... لبات خشک شده مرگ من پاشو یه چیزی بخور دردت به جوونم....... خودتو ناراحت نکن دنیا محل گذره مادر تو تازه اول کارته کووووو تا این بچه ها رو به سر و سامون برسونی فکر خودت باش ................... چشمام از اشک نمی...
-
دلم تنگته......
یکشنبه 27 مهرماه سال 1393 15:11
مامان این روزها بیشتر از هر زمان دیگه دلتنگتم..... بد جوری دلم برات تنگه هرشب قبل از خواب گریه نمکنم و صبح با بغض بیدار میشم مامان ای کاش مثل همه ی زنهای دیگه بودی همه ی زنهای این زمان که ما هم ازت یاد گرفته بودیم خود خواهی و به خودمون فکر کردن رو مامان سر دوراهیم ای کاش یه کم ........ مامان دلم واسه بابا میسوزه...
-
خوب است و خیر ان شا الله .......
چهارشنبه 23 مهرماه سال 1393 12:24
یک فراموشی مسیرم را عوض کرد به فال نیک گرفتم... چون به او ایمان دارم حوا سش همیشه به منه..... پ.ن : ساختن ذهنی که چند سال شکل گرفته باز هم تک تک و سلول سلول سخته اما محال نیست ...زیرا من یک زنم !
-
گاهی......
چهارشنبه 16 مهرماه سال 1393 22:57
گاهی من نیستم این مریم نیست که همه ی اآچه اندوخته را به تلنگری به باد میدهد خدایا این لحظه ها و این ساعتها در زندگیم دیگر مباد..... یا حق!
-
یه شب خوب....یه عیدی زیبا.....
دوشنبه 14 مهرماه سال 1393 00:03
با سلام بینهایت سپاسگزار و ممنونم از سودابه خانوم عزیز که امشب لطف کردند و ما رو به یکی از زیباترین و بی مبالغه متفاوتترین کنسرت های زندگیمون دعوت کردند کنسرت گروه آوازی پاسارگاد... گروهی که تقریبا بدون هیچ ابزار مو سیقی با هنر مندی زیاد دو ساعت برنامه رواجرا کردند یک گروه آواز سنتی با تحریر های ریز و زیبا گروهی که با...
-
یه شب خوب....یه عیدی زیبا.....
دوشنبه 14 مهرماه سال 1393 00:01
با سلام بینهایت سپاسگزار و ممنونم از سودابه خانوم عزیز که امشب لطف کردند و ما رو به یکی از زیباترین و بی مبالغه متفاوتترین کنسرت های زندگیمون دعوت کردند کنسرت گروه آوازی پاسارگاد... گروهی که تقریبا بدون هیچ ابزار مو سیقی با هنر مندی زیاد دو ساعت برنامه رواجرا کردند یک گروه آواز سنتی با تحریر های ریز و زیبا گروهی که با...
-
بساز و بساز
جمعه 11 مهرماه سال 1393 21:44
گاهی فصلی از زندگی برگی از دفتر زندگی هست که باید خودتو بریزی بکوبونی زمین کنی خاک کنی و از نو آجر آجر خشت خشت سلول سلول بسازی و من در آغاز این فصلم فصلی نو از زندگی بساز و بساز از نو خودت را بساز و من به توانایییهایت ایمان دارم من به تو ایمان دارم مریم ،،،چون تو یک زنی!
-
سینا
جمعه 11 مهرماه سال 1393 19:09
وقتی سارای ما سینا شد، فکر نمی کردم اینقدر دیوونه وار دوستش داشته باشم . سینای من 2 ساله شد. تولدت مبارک باباجون!
-
سینا
پنجشنبه 10 مهرماه سال 1393 11:38
وقتی سارای ما سینا شد، فکر نمی کردم اینقدر دیوونه وار دوستش داشته باشم . سینای من 2 ساله شد. تولدت مبارک باباجون!
-
فندق کو چولوی من تولدت مبارک....
چهارشنبه 9 مهرماه سال 1393 02:08
امروز تولد دومین میوه ی عشق من و سعیده تولد عزیز مهربونی که خداوند قبل از گرفتن مامانم باا همون سیما و همون چشمها به من هدیه اش کرد تا شاید کمتر دلتنگ باشم... عزیزم سینا جان فندق کو چو لوی مهربون من تولدت مبارک. مریم....
-
.....
سهشنبه 8 مهرماه سال 1393 01:25
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود......
-
خوشبختی کجاست؟
یکشنبه 6 مهرماه سال 1393 01:17
گاهی در سفر دنبال آنی گاهی فکر میکنی لابلای کارهای فراوانت مخفی شده است گاهی گمان می کنی مسئولیتهایی که داری روی آن را پوشانده است گاهی اصلا فراموشش کرده ای اما واقعیت آن است که خوشبختی داشتن همینهاییست که داری و بدبختی ندیدن آنهاست ...