-
شک
یکشنبه 6 مهرماه سال 1393 01:06
شک همه ی هستی آدمی را از او می گیرد آرامشش را سلامتش را زندگیش را و عشقش را....
-
دیرینه.
شنبه 5 مهرماه سال 1393 02:06
گاهی وقتها رو به دیوار کنی موقع گرفتاری و ناراحتی به گل باغچه پناه ببری سر به چاه ببری و حرف بزنی بهتر از اینه که درد دل به دشمن دیرین به دشمن قسم خورده ببری..... که طرف در کسری از دقیقه حرفتو با نون بربری داغ برسونه. متاسفم. از صمیم قلبم اول واسه خودم به خاطر اعتماد بیجا بعد واسه این گونه موجودات زشتی که توی هیچ دسته...
-
......
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1393 03:52
روزگار عجیبیست این روزها انگار مردم به دست هم پیر میشوند نه به پای هم!!!!
-
دیگر....
پنجشنبه 27 شهریورماه سال 1393 02:19
-
اپیزود های پراکنده ی یک ذهن خسته.....
چهارشنبه 26 شهریورماه سال 1393 13:24
اپیزود اول: صبح باید برم دنبال وقتش باید برم نوبت بگیرم نوبت چیزی که مشخص میکنه می تونم باقی عمر رو خوش و خرم زندگی کنم یا اخرش هست و باید غزل خداحافظی بخونم! - دارم با همون سرعتی میرم که پیرمرد میگفت یا آخر سرت میره یا کلاه... انگار هوس جوونی کردم یا نه انگار وقتی بچه ها باهام نیستن من دیگه آ د م !! حساب نمیشم و مهم...
-
حالت به شود...
دوشنبه 17 شهریورماه سال 1393 21:45
امید می بندیم به بهتر شدن شرایط اجاره قطعی شد حالا باید بگردیم دنبال راه درآمد!
-
روزای روشن خداحافظ
چهارشنبه 12 شهریورماه سال 1393 15:03
اجاره منتفی شد حال خوب نیست روحیه له این روزهای من ......
-
اجاره
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1393 18:12
بحث اجاره دادن مغازه پیش اومده واقعا نمی دونم با یه درآمد محدود کارام پیش میره یا نه......
-
گاهی....
سهشنبه 4 شهریورماه سال 1393 01:18
زندگی هزار رنگ داره گاهی تحمل گاهی لذت گاهی کم گاهی زیاد.....
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 مردادماه سال 1393 19:16
هواپیمای تهران طبس سقوط میکنه اکثر مسافرا به طرز فجیعی کشته میشن از معدود بازمانده ها آدمیه که فرشته وار یکماه قبل نیمه شب رو بر خودش و خونواده ش حرام کرد و به ما کمک کرد ممنونم خدا و محمد عابدزاده طبسی تو برای من سمبل بی عوض نبودن خوبیها خواهی ماند.....
-
.....
شنبه 18 مردادماه سال 1393 01:44
-
میلاد.
سهشنبه 14 مردادماه سال 1393 15:25
عزیزم جشن میلادت مبارک منو اون سوی جشن دل نذاری.... امسال متفاوت بود اما فکرش را نمی کردم ایییییییییییین همه تفاوت....... راستی ممنونم آقای خانه.........
-
بعضی
یکشنبه 12 مردادماه سال 1393 09:08
بعضی حرفا بعضی کارا بعضی نگاها عین اسید باورها و احساس آدم رو له میکنه. بدرقم .....
-
در سفر .....
شنبه 4 مردادماه سال 1393 11:30
-
چه جاهایی....
شنبه 4 مردادماه سال 1393 11:21
-
قبول....
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1393 04:42
سحر ... سحرهای ماه رمضان آماده کردن سحری واسه عزیز دلم .... عشق جاودانم ... قبول باشه حاجی... قبول...
-
دلم برات تنگ شده ...
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1393 04:40
دلم برات تنگ شده مامان آغوشتو میخوام .... مامان گرمی دستات خنده های با نازت اون چشمهای عسلی و همیشه خوشحالت مامان بوی تنتو می خوام هورت بکشم خوذمو تو بغلت جا کنم واست حرف بزنم ... مامان خوابت آروم آرامشت ابدی مامان ....
-
دهه ی سوم ...
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1393 04:36
دهه ی سوم زندگیم به نیمه رسیده این یعنی .... دارم پیر میشم ؟؟؟ نه این به دلت بستگی داره دارم پخته تر میشم ؟؟ نه ..این به رفتارت بستگی داره دارم با تجربه تر میشم ؟؟ نه ..این به استفاده از تجربیاتت بر میگرده بیشتر مادر شدم ؟؟ نه این به دیدم به زندگی و بچه ها بر میگرده این یعنی.... خوب می دونم . خوب....... یا حق!!
-
الهی شکر بوسیدمش!!!!
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1393 04:27
- مریم دیشب خواب مامانتو دیدم خب.. - توی اون خونه ای بودیم که تازه ازدواج کرده بودیم جوون بودیم رفتم داخل اتاق مامانت مثل اول عروسیمون جوون بود موهای مشکی ابروهای پیوند .. {{اشک رو توی چشمهاش میبینم توی خودم گریه میکنم این مدت مریم یاد گرفته خود دار باشه اصلا سر این قضیه مریم بزرگ شد....}} خب.... - گفتم مهری؟؟؟ کجا...
-
۲۶ تیر ۹۳.....
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1393 04:15
-
سفر نامه ....
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1393 03:57
قصه از کجا شروع شد؟؟ پسرک دوست ذاشت با باباش تنها باشه مردونه سفر بره منم کلی خسته بودم و تمام وجودم تنهایی می خواست قرار شد دوتایی یه تجربه ی کاملا مردونه داشته باشن اما روزگار خواب دیگه ای دیده بود سعید اصراااااار داشت در وقت اضافه که منم باهاشون همسفر باشم منم کاملا محتاج این تنهایی چند روزه بودم و مقاومت می کردم...
-
چشم !
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1393 19:41
زیادی توی چشم دیگری باشی از چشمش می افتی! این یه فرمول کلیه نه؟
-
راننده تاکسیها!
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1393 17:52
امروز و دیروز بعد از مدتها ۲ بار سوار تاکسی شدم و هر بار نکته ی پند آمیزی حاصل شد! ۱) راننده ی تاکسی دیروز از آدمهایی میگفت که به یکباره از خاک بلند شده اند و به نان و نواهایی رسیده اند. آنها را به مورچگانی تشبیه کرد که چون بال در می آورند به راحتی شکار گنجشکان می شوند. همانهایی که در گاه بی پر و بالی شکارشان بر...
-
برگشتیم
شنبه 28 تیرماه سال 1393 03:54
برگشتیم. خدای را شکر سلامت!
-
سرنوشت را می توان از سر نوشت؟؟؟؟
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1393 04:31
می گویند امشب سر نوشت هایمان از سر نوشته شد خداوندا به خیر برگردان آمین.....
-
سفر
سهشنبه 17 تیرماه سال 1393 06:45
بالاخره رویامو برای یه سفرزمینی عملی کردم. ایشاله که خدا حواسش به ما به طور ویژه هست!
-
مهربانتر.....
شنبه 14 تیرماه سال 1393 11:07
خدای من چقدر و قت بود به اینجا سر نزده بودم.... دلم حسابی تنگ شده بود اتاق کوچکم .... سقفم..... برای دیدن اشک ها و لبخند ها با تو باز مهربان تر خواهم شد غصه نخور عزیزکم ...غصه نخور....
-
614144
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1393 18:54
این چهارها برام دوست داشتنی نیستن. حال روحم اصلا خوب نیست. داغون داغونم...... ! یک تیر دیگر اما این بار کاش بر مغز یا قلب من بنشیند .... سعید!
-
.....
شنبه 31 خردادماه سال 1393 00:46
به هوش باش با چاه کن ته چاه نری... تو به هوش باش.....
-
خدا جون کمک...
شنبه 24 خردادماه سال 1393 21:14
خدایا اون قدرررررررررر کار سرم ریخته که خودم هم توی کارم موندم خدا جونم کمکم کن لطفا..... مامان برام دعا کن .....