-
ایران در ابر بحران اقتصادی
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 16:35
✅امروز یکم اسفند ماه ۱۴۰۱ یک #دلار حدود نیم میلیون ریال یک کیلو #گوشت نیم میلیون تومان یک کیلو #پسته یک میلیون تومان و اما ۱۰۰۰ سهم #شستا بزرگترین هلدینگ بازار سرمایه معادل دو کیلو #پیاز بماند به یادگار
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 30 بهمنماه سال 1401 15:32
طبق رسم دیرینم داخل تقویم سال بعد تاریخ های خاص مثل تولد اونهایی که واسم عزیز هستن و یا تاریخ هایی که دوستشون دارم رو مارک میکنم رفتم تقویم ۱۴۰۲ رو چک کردم سر ،یه، تاریخ هایی دلم نتپید ... و این حس خوبی نبود . خدایم من مریم رومیخوام .لطفا.....
-
.....
جمعه 28 بهمنماه سال 1401 02:33
امشب یه عهدی از دلم گذروندم که هر زمان حالم خوب بود اون رو با کسانی که حال خوبم آرزوشون هست و همیشه هر چند اندک در حد توان و موقعیت سعی کردند حالم رو خوب نگه دارند شریک شم اون حال و حس رو ..... آدمهای مهربان ملودی های خوش زندگی اند ...آنها را قدر بدانیم .
-
تردید ،تردید و باز هم تردید ...
پنجشنبه 27 بهمنماه سال 1401 20:27
چرا باید آدمی اونقدر عوض بشه که برای رفتن به شهر و خاک خودش تردید داشته باشه..... این حسمو ندوست !
-
حافظه ی دفتر یادداشت ....
چهارشنبه 26 بهمنماه سال 1401 07:56
مینویسم تا بماند در حافظه ی این دفترچه که امروز باز هم برفی بود هوای منفی n درجه ... برفهای درشت تند تند از پشت شیشه رد میشن فندق غیر حضوری شد مینویسم تا اگر روزی به شهرم برگشتم بخونم و یادم بیاد روزی جایی بودم با این مختصات آب و هوا اون هوایی که همیشه دوست داشتم..... الان خانواده و اونایی که دوستشون داری کمه دور هم...
-
بیلان سالی....
دوشنبه 24 بهمنماه سال 1401 11:48
وقتشه داره تموم میشه ۱۴۰۱ بشین با خودت حساب کن نامه ی اعمال امسالت دست چیه یا راست؟؟
-
می نویسم ،،،،شکیلا،،،،بسیار نوستالژیک و زیبا
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1401 09:54
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت مینوسم همه ی هق هق تنهایی را تا تو از هیچ به ارامش دریا برسی تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی به حریم خلوت عشق تو تنها...
-
خدایم سپاس...
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1401 09:43
صبح باز هم همه جا سفید پوش بود ... طبق آخرین قولها به مریم بانو باید عمل میکردم پس طبق معمول پرده ها را کنار زدم درسته که همه ی برنامه هام به هم ریخت واسه امروز کارهای بیرون به تاخیر افتاد اما لذت بردم از هوا ،چون به مریم دیشب یه قولهایی داده بودم... باید واسه کاری از خونه بیرون میرفتم اولش خوب پیش نرفت اما طبق قولم...
-
بچه بودیم ....
شنبه 22 بهمنماه سال 1401 16:58
گاهی یکی دو ساعت بابا تنها با یه میز مختصر از علایقش تنها بود و کاری نمیکرد بابا چیکار میکنید ؟ - فکر میکنم بابا! من تو دل خودم می گفتم وا ! فکر کردنم شد کار؟؟ بابا،،، بزرگ شدیم و گاهی فقط فکر می کنیم ! این زمان ، زمان خریدن ها را به بهایش دوست دارم ......
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 21 بهمنماه سال 1401 23:00
سر شبی کاری داشتم رفتم سعادت آباد یه محله ی زنده که پاتوق شکموهاست بیشتر وقت برگشت پشت چراغ چشمم به یه تابلو زیبا افتاد هات داگ پامچال شیراز!.... این نوشته ی پر زرق و برق یه فست فود بسیار شلوغ و خوش ساخت بود.... زیاد اهل فست فود نیستم امادلم خیابون عفیف آباد رو خواست حتی داخل پیاده رو، روی میزها بشینم جلو هات داگ...
-
برف
جمعه 21 بهمنماه سال 1401 17:10
اینجا ،امسال گاهی صبح بیدار. میشی میبینی همه جا سفیدپوش شده اما خب ذوق و عشق نم نم بارون ارم رو نداره ! اوایل ذوق داشت و همش چسبیده بودی پشت پنجره با فنجون قهوه ات اما کم کم رفت به سمت قصه ی زشت عادت! مثل ساکنین ساحل که دیگه صدای دریا رو نمیشنوند .. لطفا عادت نکنیم به بودن همیشیگی آدم ها به مهربونی همیشه گیشون به خوبی...
-
تو را چه می شود؟
دوشنبه 17 بهمنماه سال 1401 22:11
کلافم تابیده خدایم سر نخی لطفا
-
حالت به شود ..
پنجشنبه 13 بهمنماه سال 1401 00:00
دل بد مکن...
-
گواهینامه
سهشنبه 11 بهمنماه سال 1401 23:05
بیش از دو دهه تاخیر به اقدام برای اخذ گواهینامه و مخفی کردن این مورد از غالب افراد! اقدامی دیرهنگام با فرآیندی سریع ختم به خیر شد! ظرف یک روز قبولی در آیین نامه و شهری! حالا من هم می توانم با نگرانی کمتری رانندگی کنم !
-
هوای حوصله ابریست جان جانانم.....
یکشنبه 9 بهمنماه سال 1401 21:46
«صدای زنگ تلفن » _سلام بابا خوبید؟ سلام شماها خوبید ،زنگ زدم احوالتون روبپرسم چند روزه ازت بی خبرم _ ببخشید خیلی شلوغم بابا ،دیشب تماس گرفتم جواب ندادید ... زود خوابیدم ،حتما خواب بودم (تعجب بی صدای من) کلی حرف ،احوال پرسی،نصیحت ،خاطره ..... بعدش میگه پریروز حالم به هم خورد _چرا؟چی شده؟ یه نیم ساعتی رفتم و برگشتم _چی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 9 بهمنماه سال 1401 08:34
خدایم سپاس مرسی که هستی.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 6 بهمنماه سال 1401 23:08
قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب.... پارسال همین روز پشت یک میز دوتایی گفتم و شنید مرحمی بود به دل ...... دلتنگتم ولایت داداش ،عشق،سنگ صبور ......
-
لوسیفر!
پنجشنبه 6 بهمنماه سال 1401 00:04
عصر با فندق یه سر رفتم بیرون در رو که باز کردم گربه همسایه جلوخونش بود خود لوسیفر .... اولین بار بود درست می دیدمش ...گربه ی تیره ،بد اخلاق و زشت نامادری سیندرلا ......زشت و تیره و اخمو . با خودم گفتم اگر این نژاد پرشین برفی هم بود ارزش نگهداری نداشت ......چه برسه به این .....اما حالا که تصمیم با من نبود .....حوصله ی...
-
از لحاظ روحی
سهشنبه 4 بهمنماه سال 1401 08:41
نیاز دارم برم یه قهوه عاشقانه بنوشم و وقت حساب بگم لطفا با یکی از فنجونها حساب کنید اون فنجون صندلی روبرو رو باید ببرم... بعدم بریم یه تآتر زیبا ببینیم . فکر کنم جوونیم رمان عاشقانه زیاد خوندم ... اما در حال حاضر به چنین حالی نیاز دارم ....... #آقای خانه وقت خالی دارید ؟ اما بعد از تمام اینها یادمون باشه «آدمهای پر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 3 بهمنماه سال 1401 12:08
امروز صبح واسه کاری با عجله از خونه بیرون زدم آقای خانه بعد از ۴ ساعت بیداری من هنوز خواب بود ... تنم رنجور و بی رمق بود و پشت فرمون سعی میکردم خودم رو قانع کنم که این نیز بگذرد ...ترافیک و دود تهران هم که مهمان همیشگی ماست . خیلی رندوم یه موزیک بسیار زیبا و پر خاطره از ضبط صوت ماشین پخش شد حالمو جا آورد بزرگوار...
-
پایان تعطیلات زمستانه!َ
دوشنبه 3 بهمنماه سال 1401 00:06
عملا حدود سه هفته ! بچه ها تعطیلی داشتند به بهانه های مختلف از برف گرفته تا آلودگی هوا عاقبت تمام شد البته اگر صلاح بدانند که دیگر هوای پایتخت آلوده نباشد !! من ماندم و آغازی دوباره برای بچه هایی که باز هم به تعطیلات عادت کرده بودند..... خوب است و خیر انشاالله.....
-
شعر سر کلاس روش تحقیق
یکشنبه 2 بهمنماه سال 1401 17:13
سر کلاس آنلاین روش تحقیق دکتر داودی، وقتی می خواستم امتحان درباره شیوه ی آزمون توصیح دهد اینگونه گفتم : ای که داری در کلاست شور و حال صاحب فهم و جمال و هم کمال اوستاد علم تحقیق و حساب خوش بیان و خوش زبان و بی مثال ریشه ات قشقایی و تهران نشین شهره در شهر ورامین ، هم شمال علم چون مومی به دستان شما ای که نان والدت بر تو...
-
آگهی..نیازمندیها
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 23:33
به خنده های از ته دل شادی واقعی و حس خوبهای عمیق نیازمندیم .
-
بهمن امتحان
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 01:28
هشت امتحان سنگین در دانشگاه روزهای فوق العاده شلوغ
-
معجزه ای به نام فرار از مجازی .
جمعه 30 دیماه سال 1401 18:16
این مدت به یاری خدا کلی کارهای به تاخیر افتاده انجام شد اهداف خوبی استارت خورد مدتی از زمان صرف مهمونی بازی شد ذهنم ریفرش شد برای آغازهای بهتر انشالله و با سپاس از آقای خانه شاید این موجهای سینوسی نشانه ی زنده بودن است . خدایم سپاس که هستی .
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 دیماه سال 1401 11:09
از آینه بپرس نام ناجی خود را...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 دیماه سال 1401 00:02
پایان شب سیه سپید است.
-
I,m hoooooome
سهشنبه 27 دیماه سال 1401 12:58
من برگشتم فعلا فقط گرد و غبار روبی میکنم اینجا رو آقایون وقتی نیستی خونه رو به هم می ریزن یه تغییر دکور میدم تا بعد....
-
مادر
یکشنبه 18 دیماه سال 1401 23:52
بر اساس یک اتفاق، مادرم پیش ماست... خدای را شکر!
-
2023
شنبه 10 دیماه سال 1401 23:35
تا دقایقی دیگه وارد سال 2023 میشیم. بر همه ی مسیحیان و کسانی که در سرزمینهایی هستند که سالشون میلادی هست مبارک باشه. من الان یک درصد هم احتمال نمی دم ظرف ده سال آینده به کشوری خارجی مهاجرت کنم. چون خودمو میشناسم..... اما باید دید روزگار چه خوابی برامون دیده...