مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

مریم و سعید و سروش و سینا زیر یک سقف

وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین

.

خسته ام


بیش از تصور

بیش از توان 


خدایم مددی


به وقت ششم فروردین یک هزار و چهارصد و چهار...... 



عجب لحظه ایه

رسما وارد سال 1404 شدیم،

نیم ساعتیه کلیه درد گرفتم.

امیدوارم سال خوبی  پیش داشته باشیم ...

سال جدید

امروز سی ام فروردین ۱۴۰۴ هست،

پای سروش شکسته و دو عمل داشته،

اما حال مریم بهتره ....


سینا لحظه سال تحویل کنار ما نبود....


انشالله سال خوبی باشه

ساعت صفر

چه ساعت عجیبیست

و چه حال غریبی...

بیست و یکمین بهار

در آستانه بیست و یکمین بهاریم...


پارسال مریم


امسال سروش....

خوب است و خیر انشاالله.....

کمتر از ۲۴ ساعت دیگه سال نو میشه

من واقعا هنوز نرسیدم جمع و جور کنم خودمو

و امسال رو ببندم

حس می کنم شبیه فیلمهای اصغر فرهادی 

سکانس آخر بازه.... 


خوب است و خیر انشاالله...... 



در اوج آدمها را ببوسید 

و با احترام کنار بگذارید.... 


اجاره دهید طعم شیرین خاطرات

زیر ذهنتان بماند 

و لبخند مهر با دیدن عکس و خاطرات 

افراد، گوشه ی لباهایتان نخشکد! 


...... 



کارم از گریه گذشتست بر آن می خندم......


احتمالا دست منم بره داخل گچ.... 

انگار ۱۴۰۳ می خواد حسابی خودی نشون بده قبل رفتن.... 



عمل سروش


پای سروش امروز عمل شد

خدایا باش

طاقت من کم شده

چینی دلم نازک شده

باش لطفا. 

یکشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1382 ساعت 14:42

به خدا نمی دونم ........

ببینید من علی رغم همه مشکلاتی که پیش روی ما هست می دونم که اگر ما ( من و مریم )واقعا بخوایم با هم زندگی کنیم این کار انشالله میشه . اما یه دغدغه خاطر مهم این روزای م اینه که نکنه من و مریم یه موقع از میزان لازم گذشت و فداکاری و فهم و ... برخوردار نباشیم؟ ما می دونیم که زندگی فقط احساس نیست و برای گذر ار پیچ و خمهای زندگی باید از خیلی چیزا گذشت و از جون مایه گذاشت .اما نمی دونیم مرد عمل هستیم یا نه؟؟؟؟