بی بهونه فقط سلام......
سه شنبه 7 خرداد ماه سال 1387 ساعت 00:30 AMسلام به همه شما مهربونها من بازم برگشتم مگر میشه آدم از خونه و زندگیش رخت ببنده و بره اینجا هم یه جورایی خونه منه حتی اگر مسافرت طولانی باشه بازم بیشتر دلتنگه خونه ای .......
خدا رو هزار بار شکر میکنم که راههای تازه ای جلو روی من و سعیدم باز شده ....خدا رو شاکرم که راز و نیازهام با اون بی جواب نموندن و من باز هم دارم میشم همون مریم همیشگی با همون اعتماد به نفس و آرامشی که خودم عاشقشم (چقدر خود شیفته تشریف داره این دختره ..نه؟؟؟)
باز هم دارم میرم که داشته باشم زنده بودن رو.........
اما این مدت عزلت و تنها بودن من رو به من نزدیک کرد و این بهترین نتیجه ممکن بود.....
از همتون به خاطر لحظه لحظه با من بودن ممنونم....
دوستون دارم .....
یا حق!!!!!!!!!!!!
نویسنده:
مریم و سعید



